آغاز و بنیان روابط اتحادیه اروپایی با آمریکا: مناسبات فراآتلانتیکی
21 آذر 1400
توافق اسرائیل و بریتانیا چرا رسوایی‌های ناشی از جنگ‌افزارهای جاسوسی باعث توقف همکاری بریتانیا-اسرائیل در حوزه امنیت سایبری نمی‌شود؟
21 آذر 1400

چین و طالبان: داعش خراسان چه خواهد شد؟

مبارکه صداقتی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل- پس از استقرار طالبان در کابل، مناطق مختلفی از کشور ازجمله مساجد شیعیان، با حملات داعش خراسان مواجه شد. داعش خراسان مسئولیت این‌گونه حملات را به اویغورهای مرتبط با داعش در افغانستان نسبت داد، ازجمله حملات و جنایات خونین داعش در 2021-2020 به یک مدرسه دخترانه، کشتن دانشجویان کابل و حمله مرگبار به فرودگاه کابل با حداقل 170 کشته. پس از این‌که گروه طالبان به‌عنوان یکی از گروه‌های سیاسی در مذاکرات بین‌الافغانی دوحه به‌رسمیت شناخته شدند؛ داعش خراسان، طالبان را جمعی خواند که مصالحه و مذاکره دیپلماتیک را به جهاد و جنگ ترجیح داده‌اند. داعش خراسان، به‌ویژه نزدیکی طالبان به چین را نکوهش و طالبان را به‌عنوان روسپی چین خطاب کردند. این اختلافات عقیدتی البته درمیان گروه‌های طالبان نیز وجود دارد. هرچند که گروه طالبان وجود چنین اختلافات درون گروهی را رد می‌کند؛ اما اخباری مبنی‌بر پیوستن طالب‌های ناراضی به داعش خراسان وجود دارد. طالبان و داعش خراسان اقدامات یکدیگر را محکوم کرده و هرگونه ارتباط بینابین میان خود را رد و تکذیب می‌کنند. مطالبه و انتقاد داعش به‌عنوان گروه خوانده مدعی دولت اسلامی از طالبانی که خود در پی تحقق امارت اسلامی است؛ این است که چگونه طالبان می‌تواند نسبت‌به مسلمانان اویغور بی‌تفاوت باشد و در این منازعات طرف چینی را خشنود سازد. به‌لحاظ تاریخی در روابط میان چین و طالبان، پکن بارها از طالبان از دهه 1990 تا به امروز خواسته است که جنبش اسلامی ترکستان شرقی را سرکوب کند. این در حالی است که امرالله صالح، مدعی ریاست‌جمهوری افغانستان، به‌مانند بسیاری از افراد و گروه‌ها در یک توئیت نوشت که گروه داعش خراسان در شبکه طالبانی و البته به اضافه شبکه حقانی در کابل فعالیت دارد.

 

ولایت خراسان: ترکیب، شکل‌گیری و دامنۀ تهدیدات

ولایت خراسان در ولایت ننگرهار در سال 2015 شکل گرفت. این گروه ازمیان طالبان افغانستان و پاکستان، ایغورها، ازبک‌ها، چچنی‌ها، اعراب القاعده مستقر درافغانستان، جنبش‌های افراطی ازبکستان، گروه الدعوه و داغستانی‌های روس نیرو می‌گیرد. درحال‌حاضر، جمعیت این گروه بسیار کم است و احتمال می‌رود که درصورت نارضایتی‌های بیشتر از اقدامات طالبان مستقر در کابل، به عضوگیری گروهی بپردازد تا با طالب مستقر دولتی مبارزه کند. از دید جامعه‌شناختی، علت دوام بقای طالبان درمقایسه‌با سایرگروه‌هایی که در جهان به‌عنوان گروه تروریستی و مبارز علیه دولت معرفی می‌شدند، ترکیب حداکثری متشکله از پشتوها است. درحالی‌که داعش مرکب از گروه‌های مختلف است که اتحاد درون‌سازمانی با احساسات قومی‌گرایانه در آن به‌حداقل می‌رسد. ازاین‌منظر، طالبان با سایر گروه‌ها متفاوت است و دست برتر را دارد. در‌حال‌حاضر، طالبان سعی دارد به‌عنوان پلیس خوب، امنیتی را که داعش خراسان خدشه‌دار کرده است به مردم افغانستان بازگرداند. شدت اختلافات میان داعش خراسان و طالبان به‌اندازه‌ای بالا گرفت که دو گروه علیه یکدیگر دست به حملات مرگباری زدند و متأسفانه تاکنون بسیاری از شهروندان عادی و غیرنظامی افغان نیز قربانی این‌گونه تعارضات شده‌اند. درحال‌حاضر، گروه طالبان مستقر در کابل که توسط هیچ کشوری به شناسایی رسمی نرسید، با خطر گروه‌های داخلی مواجه است.

 

 

خطرات داعش خراسان برای طالبان و چین

این پرسش که آیا همکاری میان چین و طالبان برای کاهش خطرات این گروه امکان‌پذیر است یا خیر بسیار اهمیت دارد. درشرایطی‌که بسیاری از ناظران، تحلیگران و سیاستمداران بین‌المللی، افغانستان را در شرایط بحرانی توصیف می‌کنند که می‌تواند آن را به بهشت تروریست‌ها تبدیل کند؛ همسایگان و نزدیکان این کشور بیش از همه در شرایط خطرناکی قرار دارند. داعش خراسان، نه‌فقط تهدیدی برای طالبان مستقر در کابل به‌عنوان یک گروه معترض است، بلکه تهدید بزرگی برای کشورهای دیگر ازجمله روسیه، چین و ایران خواهد بود. این تهدیدات یک فرصت ویژه را در اختیار طالبان قرار می‌دهد که بتواند کشورهای مختلف درکنار خود نگه دارد. داعش خراسان همچنین در اتحاد با گروه‌های تروریستی مستقر در پاکستان نیز حملاتی را ترتیب داده است. همچنین این گروه در افغانستان برای به‌دست گرفتن کنترل محلی برخی از مناطق با طالبان درگیر است.

 تهدید داعش نه‌فقط محدود به افغانستان، بلکه مرتبط با چین ازطریق ارتباط این گروه با تجزیه‌طلبان ایغور است. اویغورهای چینی که سال‌ها است در افغانستان زندگی می‌کنند و از مرز سین‌کیانگ خود را به این کشور رسانده‌اند، هنوز در کارت شناسایی خود، کلمه و عنوان «پناهنده چینی» را دارند. درحال‌حاضر، ارتباط نزدیک چین با مقامات طالبان مستقر در کابل، وحشت اویغورها را برانگیخته است. طالبان این فرصت را دارد که برای مبادله و امتیازگیری از پکن، از اهرم اویغورهای ساکن افغانستان استفاده کند. بیانیه وزارت امور خارجه چین، طالبان را «نیروی سیاسی و نظامی مهم افغانستان» معرفی کرد و طالبان نیز چین را «دوست خوب» نامید. یک نکته بسیار حائز اهمیت در روابط بین دو طرف، وجود تهدید مشترک اویغورها و لغزش آن به‌سوی داعش است. در چنین وضعیتی این گروه‌ها می‌توانند به داعش خراسان ملحق شده و به طالبان و چین فشار بیاورند. وانگ‌یی در دیدار با نماینده طالبان، جنبش اسلامی ترکستان شرقی منتسب به اویغورها را تهدیدی مستقیم علیه امنیت و تمامیت ارضی چین دانست.

 

 

روابط طالبان و چین

گروه طالبان پیش از سقوط دولت پیشین کابل با مقامات کشورهای خارجی به‌ویژه چین درخصوص موضوعات راهبردی مهم برای مدیریت داخلی افغانستان به‌ویژه موضوعات اقتصادی دیدار داشتند که با استقبال مقامات پکن مواجه شد. طالبان درکنار مصائب و دشواری‌های امنیتی موجود در افغانستان با مشکلات و فروپاشی اقتصادی افغانستان نیز مواجه است.  افغانستان می‌تواند یک نقطه انتقالی مناسب درصورت استقرار امنیت و ثبات برای پروژه‌های اقتصادی چین و پاکستان باشد. قرار گرفتن افغانستان در طرح‌های عمرانی و اقتصادی کرویدور چین- پاکستان، می‌تواند این کشورها را نه‌فقط به‌لحاظ اقتصادی، بلکه به‌لحاظ امنیتی و سیاسی نیز به یکدیگر نزدیک سازد. ازطریق پیوند اقتصاد و سیاست طبق نظریه وابستگی متقابل، تهدیدات امنیتی کاهش می‌یابد و خطرات ناشی‌از جنگ و مصائب آن کمتر می‌شود. وجود منافع اقتصادی در پیوند کشورها ایجاب می‌کند برای تأمین امنیت نیز در کنار یکدیگر تلاش کنند.

 

 

چین در ابتدا حضوری اقتصادی در افغانستان داشت و البته به‌دلیل ناامنی‌های موجود در این کشور، پروژه‌های چینی کمتر به‌شکل عملیاتی درآمده‌اند. چین با درک خروج نیروهای آمریکایی از منطقه و برهم خوردن بیشتر ثبات و امنیت منطقه جنوب آسیا تلاش کرد تا در موضوعات امنیتی این کشور نیز ورود کند؛ بنابراین، چینی‌ها به‌عنوان کشورهای فعال در مذاکرات صلح بین‌الافغانی بوده‌اند. باوجوداین‌ که چینی‌ها خواهان قدرت گرفتن دولتی فراگیر در افغانستان برای بهبود وضعیت زیست مردم این کشور هستند؛ اما روابط نزدیک چین و طالبان با یکدیگر نشانگر حمایت‌های اعمالی چین از طالبان است. در سال‌های اخیر، مقامات چینی با واکنش طالبان به وخامت اوضاع امنیتی در افغانستان رابطه ایجاد کرده و توازن قوا را در میدان تغییر داده‌اند. در سال 2015، چین میزبان مذاکرات محرمانه بین نمایندگان طالبان و دولت افغانستان در ارومچی، مرکز خودمختار سین‌کیانگ اویغور بوده است. در ژوئیه 2016، یک گروه طالبان، به رهبری شیرمحمد عباس استانک‌زی، نماینده ارشد این گروه در قطر، از پکن دیدن کرد. گفته می‌شود در این سفر نمایندگان طالبان از چین برای دفاع از موضع‌گیری‌های خود در سیاست داخلی افغانستان درخواست حمایت کردند. تلاش‌های چین برای مشارکت در سال 2019 با افزایش سرعت مذاکرات صلح بین آمریکا و طالبان شدت گرفت. پس از مذاکرات طالبان و آمریکا در دوحه، در سپتامبر 2019، چین سعی کرد این خلأ را پرکند. هنگامی‌که آمریکا و متحدانش در 15 اوت، هنگام ورود طالبان به پایتخت افغانستان، کابل را تخلیه کردند، چین تصمیم گرفت سفارت خود را باز نگه دارد و ادعا کرد که آماده است روابط دوستانه با طالبان را ادامه دهد. وزیر امور خارجه چین، وانگ‌یی پیش از سقوط کابل، در اواخر ماه ژوئیه در تاینجین با مقامات طالبان دیدار کرد و روند آشتی و بازسازی در افغانستان را موردبحث قرار دادند. طالبان در آن جلسه موافقت کرد از اویغورها حمایت نکند. طالبان متعهد شد اجازه ندهد هیچ نیرویی از خاک افغانستان برای فعالیت علیه چین استفاده کند. دراین‌باره اخباری در اکتبر سال 2021، درباره حذف افراد اویغور توسط طالبان از مناطق بدخشان، مرز 76 کیلومتری چین و افغانستان، مطرح شد. یک مقام ارشد سابق ارتش افغانستان ادعا کرد شبه‌نظامیان اویغور به استان‌هایی دور از مناطق هم‌جوار با چین و منطقه سین‌کیانگ منتقل‌شده‌اند.

سخن پایانی

درشرایطی‌که دنیا نگران تبدیل شدن افغانستان به بهشت تروریست‌ها است، طالبان می‌تواند فرصت را برای ارتباط با دیگران مغتنم داند و با ارائه تضمین‌های امنیتی در کنار تثبیت خود و حذف مخالفان، به بازسازی افغانستان نیز بپردازد. در‌حال‌حاضر طالبان می‌تواند برای سرکوب داعش و هرگروه معارض و مخالفی، ازکشورهایی که آن‌ها را دوست می‌خواند استفاده کند. همیشه برای مبارزه با جریان‌های تروریستی، یک اجماع بین‌المللی و یا حداقل همکاری همسایگان لازم است. کشور چین به‌عنوان یکی از کشورهای در معرض خطر با‌توجه‌به منافع اقتصادی متعددی که در جنوب آسیا دارد و همچنین همجواری با این تهدیدات، نمی‌تواند نسبت‌به امور افغانستان بی‌تفاوت باشد. البته چین به‌همراه طالبان می‌توانند با ایران و روسیه که معمولاً مشترکات فراوان سیاسی دارند همکاری کنند. نتیجه این‌که منافع و تهدیدات مشترک، می‌تواند چین و طالبان را حتی درکنار روسیه و ایران به یکدیگر نزدیک سازد و داعش خراسان و ایغورها را با شرایط دشواری مواجه کند.

 

 

تحلیل‌گران محترم یادداشت‌های خود را به آدرس ایمیل فرهنگ دیپلماسی  (info@farhangdiplomacy.com) ارسال کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.