پیش‌بینی آینده رقابت هسته‌ای میان آمریکا و چین
17 آذر 1400
چین و طالبان: داعش خراسان چه خواهد شد؟
21 آذر 1400

آغاز و بنیان روابط اتحادیه اروپایی با آمریکا: مناسبات فراآتلانتیکی

فرزانه صادقی و فاطمه نوروزی چگینی- روابط آمریکا با اتحادیه اروپایی بعد از جنگ جهانی دوم  و نوع آن سرنوشت جهانیان را در قرن بیستم رقم زد. دو جنگ جهانی اول و دوم، سپس در پی آن جنگ سرد شاهدی گویا بر این مدعا و نشان‌دهنده وجود مواضع مشترک به‌منظور حفظ ارزش‌های همسو در دو سوی اقیانوس اطلس بود .

روند حاکم بر این روابط نشان از آن دارد که به‌طور بالقوه، به‌عنوان عاملی تعیین‌کننده درجهت ثبات در عرصه بین‌المللی در قرن بیست‌و‌یکم عمل خواهد کرد. امروزه این روابط ازنظر تجاری، با رقمی بالغ بر ۶۰۰ میلیارد دلار با قابلیت ایجاد ۶ میلیون شغل و موقعیت کاری و به‌لحاظ سرمایه گذاری،  تقریباً ۶۰۰ میلیارد دلار ازسوی هریک از آن‌ها در قلمرو طرف مقابل، گسترده‌ترین روابط در جهان به‌شمار می‌رود .

اروپا پس از جنگ دوم به ناچار تحت حمایت آمریکا قرار گرفت و از این چتر حمایتی برای در امان بودن از اتحاد جماهیر شوروی، درد و رنج همه نوع تحقیر و سرافکندگی مقابل آمریکا را تحمل کرد، هرچند در طول این ۵۰ سال، برخی کشورهای اروپایی ازجمله فرانسه به مدد طراحی استراتژی ژنرال دوگل سعی کردند از زخم تحقیرهای گوناگون آمریکایی‌ها خود را حفظ کنند، اما نگاه متکبرانه آمریکا که خود را مدافع و محافظ اروپا در مقابل شوروی می‌دانست، موجب نوعی رفتار تحقیرآمیز دائم می‌شد و نسل‌هایی مختلف از اروپایی‌ها این وضعیت را فقط تحمل کردند.

 

الف) مناسبات فراآتلانتیکی

با هدف گسترش روابط و همکاری فراآتلانتیکی بین اتحادیه اروپا و آمریکا، مسئولان اتحادیه اروپا و آمریکا اجلاس‌های منظم شش‌ماهۀ سران را برگزار می‌کنند که در آن رئیس‌جمهور آمریکا، رئیس کمیسیون اروپا و رئیس دوره‌ای اتحادیه اروپا شرکت دارند. این اقدام به‌دنبال صدور اعلامیه فرا‌آتلانتیکی در دسامبر ۱۹۹۰ که طی آن برای اولین‌بار تماس‌های سطح بالا بین آمریکا و جامعه اروپا صورت گرفت انجام می‌پذیرد.

این اعلامیه به‌دنبال فروپاشی شوروی سابق، تشکیل جمهوری‌های جدید و ارتقای نقش محوری اتحادیه اروپا در زمینه بازسازی اقتصادی و تلاش برای برقراری ثبات سیاسی در جمهوری‌های شوروی سابق در مرکز و جنوب اروپا صادر شد.

به‌دنبال اعلامیه فراآتلانتیکی در نوامبر ۱۹۹۰ ، مشورت‌های منظم بین اتحادیه اروپا و آمریکا درخصوص مسائل مختلف بیشتر شده و روابط دو جانبه بیشتر از هر زمانی پیشرفت داشت تا جایی‌که انجام اقدامات مشترک در زمینه‌های مختلف به‌وسیله اتحادیه اروپا و آمریکا ضرورت یافت.

دررابطه‌با گفتگوهای قانونی آتلانتیکی یکی از علایم گسترش روابط اتحادیه اروپا با کنگره آمریکا نشان دهنده اهمیت ویژه‌ای است که اتحادیه اروپا و آمریکا برای روابط فراآتلانتیکی خود قائل هستند.

چهارچوب دستورکار جدید فراآتلانتیکی نقش مهمی در منافع مشترک آمریکا و اتحادیه اروپا و ارتقای پیشرفت‌های جهانی و حل اختلافات فراآتلانتیکی طی ۸ سال گذشته ایفا کرده و دو طرف برای سرعت بخشیدن به توسعه روابط در تمامی زمینه‌ها و افزایش همکاری دوجانبه تلاش‌های بیشتری کرده‌اند.

این دستورکار چهارچوب جدید شراکت بین اتحادیه اروپا و آمریکا را مشخص کرد و چهار زمینه همکاری به شرح ذیل داشت:

  1. ارتقای صلح ، ثبات ، دموکراسی و توسعه در دنیا؛
  2. پاسخ به نا آرامی های جهانی؛
  3. مشارکت در توسعه تجارت جهانی و برقراری روابط نزدیک تر اقتصادی؛
  4. ایجاد پل ارتباطی در عرض آتلانتیک .

 

 

 

ب) مشارکت و همکاری در زمینه سیاست خارجی

روابط اتحادیه اروپا و آمریکا در چهارچوب ارتقای ارزش‌های مشترک غربی شامل دموکراسی، حقوق‌بشر، آزادی‌های اساسی و افزایش اهداف مشترک در زمینه‌های صلح، توسعه و رفاه ، مبنایی را برای انجام مذاکرات مستمر و پایدار در زمینه سیاست خارجی فراهم نموده که در کنار این روابط هر عضو اتحادیه اروپا نیز به‌طور جداگانه در ابعاد گوناگون روابط متنوعی با آمریکا دارد.

در دهه ۹۰ یکی از موارد مشترک همکاری نتیجه بخش بین اتحادیه و آمریکا موضوع بالکان بود که باعث برقراری صلح و ثبات در بوسنی و کوزوو در چهارچوب پیمان فراآتلانتیکی ثابت شد.

 

ج) هویت اروپایی به‌مثابه چالش در روابط با آمریکا

موضوع ماهیت روابط میان آمریکا و اروپا، به‌طور طبیعی مسئله هویت اروپا، به‌ویژه در عرصه بین‌المللی را مطرح می‌کند. در‌حقیقت‌، وجود و هویت سیاسی اروپا، متضمن تفاهم میان اروپایی‌ها درباره نقشی است که اتحادیه اروپا در صحنه بین‌المللی ایفا می‌کند. ازاین‌دیدگاه، اختلاف‌نظرهای اروپا و آمریکا اهمیت می‌یابد.

تمایل به تأسیس اروپا درتقابل با آمریکا، ترجمان نظریه چندقطبی‌گرایی است. درقبال یک‌جانبه‌گرایی نظام بین‌المللی در مقوله امنیت و مسئله مرتبط با آن، یعنی سیاست تصمیم‌گیری یک‌جانبه، راه‌حل ایجاد قدرت متقابل ارائه می‌شود که براین‌اساس، جهان چندقطبی خواهد شد و قدرت‌های بزرگ در توازن متقابل قرار خواهند گرفت.

بهاین‌ترتیب، آمریکا بی‌شک نیازمند اروپا است، برای آن‌که فرهنگ سیاسی و قضایی خود را به عمق هویت جمعی‌اش پیوند بزند. اروپا به آمریکا آموخته است که تجربه سیاسی آن‌ها را به ایجاد اصل دموکراتیک در شکل سیاسی غیردولتی رهنمون ساخته است .

ازاین‌منظر، اروپایی‌ها که امروزه صور آتی واحد سیاسی جدید، مبتنی‌بر تقسیم قدرت و یک نظام نهادینه در نتیجه تکثر سطوح قدرت را ابداع کرده‌اند، نمی‌توانند از الگوی سیاسی و دموکراتیک ابراز ناخشنودی کنند.

 

د) تاثیر جنگ عراق 2003 بر روابط اتحادیه اروپایی با آمریکا

جنگ عراق محرک اصلی اختلاف‌هایی بین بخش مهم و نیرومندی از کشورهای اروپایی مثل آلمان و فرانسه با آمریکا بود. جنگ عراق و اختلاف‌نظر پیرامون آن را باید همچون عامل محرکی نگریست که اختلاف‌های بنیادی‌تری را در پشت پرده خود داشت. یکی از این اختلاف‌های بنیادی‌، مخالفت اروپا با ضعیف‌ شدن روزافزون نقش سازمان ملل متحد در حل مناقشه‌های بین‌المللی است که خود را به آشکارترین شکل در جنگ عراق نشان داد.

ازسوی‌دیگر، اتحادیه اروپا انتظار دارد ازسوی آمریکا همچون کل واحدی نگریسته شود. تهاجم سیاسی و نظامی آمریکا در جهان مقامات اروپایی و به‌ویژه رهبران پاریس و برلین را بر آن داشت تا در ابتدا با آمریکا مقابله کنند. آنان با تصمیم قطعی آمریکا برای حمله به عراق قاطعانه مخالفت ورزیدند به این امید که بتوان با حمایت‌های جهان غرب و برخی کشورهای اروپایی، آمریکا را به انصراف از جنگ واداشت؛ اما آمریکا سرسخت‌تر از آن بود که با مخالفت آنان از اجرای اهدافش در منطقه راهبردی خاورمیانه دست بردارد، به‌ویژه آن‌که فرانسه نیز در جلبِ مخالفت اعراب توفیق چندانی کسب نکرد.

در مقطع کنونی نیز موضوع سیاست دفاعی و امنیتی اروپا ازجمله مصادیق واگرایی در مناسبات آمریکا و اروپاست.

 

 

 

تحلیل‌گران محترم یادداشت‌های خود را در محورهای ذیل به آدرس ایمیل فرهنگ دیپلماسی  (info@farhangdiplomacy.com) ارسال کنند: وضعیت کنونی روابط فراآتلانتیکی/ آینده روابط فراآتلانتیکی/ دیپلماسی و روابط آمریکا و اتحادیه اروپا/ یکجانبه‌گرایی ناگزیر/ له یا علیه چندجانبه‌گرایی و حفظ نظم موجود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.