استخراجِ منابعِ طبیعی از فضا و آینده توسعه یافتگی
30 بهمن 1399
مصاحبه دکتر غلامرضا کریمی با برنامه پرسشگر شبکه آموزش صدا و سیما – 2/آبان ماه/1399
30 بهمن 1399

مدارس بین المللی، ابزار مهم دیپلماسی آموزشی

غلامرضا کریمی دانشیار روابط بین ­الملل دانشگاه خوارزمی، رئیس مرکز امور بین ­الملل و مدارس خارج از کشور و دبیرکل کمسیون ملی آیسسکو
اکثر وزارت خانه ها و نهادهای دولتی رویکردهای بین المللی ضعیفی دارند و نمی توانند این همه دستاوردهای چشمگیری که در طول ۴ دهه گذشته داشته اند به محیط بین المللی ارائه کنند. سازمان آيسسكو در هر سال قريب به ۴۰۰ فعالیت و برنامه در زمينه های آموزشی، علمی و فرهنگی در قالب‌هاي مختلف اعم از كنفرانس، كارگاه، سمينار و پژوهش در كشورهاي مختلف اعم از اسلامي و غير اسلامي با دارا بودن اقليت مسلمان اجرا مي‌كند. مبنای فعالیت ها و اقدامات وزارت آموزش و پرورش در عرصه بین المللی، سند تحول بنیادین و سند برنامه درسی ملی آموزش وپرورش است. به موازات اهمیت عوامل فرهنگی در روابط بین­ الملل، دیپلماسی عمومی به ویژه از جنبه فرهنگی و آموزشی هم در محیط بین­ المللی مورد توجه قرار گرفته است. کشوری می­تواند در تعاملات بین ­المللی تأثیرگذارتر باشد که توان بکارگیری تمامی اشکال دیپلماسی را در عرصه بین ­المللی داشته باشد. کشور ما در حال حاضر نیاز جدی به بازسازی ظرفیت­های دیپلماسی فرهنگی و آموزشی دارد. ما زیرساخت­ های لازم و کافی را برای تقویت دیپلماسی فرهنگی و آموزشی در کشور ایجاد نکرده­ ایم. با عنایت به بیانیه گام دوم انقلاب، به منظور بهره­برداری در دهه­ های آتی، باید با رویکرد تازه­ای موضوعات فرهنگی و آموزشی را در اولویت برنامه­ های بین ­المللی کشور قرار دهیم. مدرسه ایرانی در خارج از کشور، کانون و پایگاه فرهنگی کشور به شمار می ­آید که ضمن ترویج ارزش­ های ایران اسلامی، در جهت ارتقاء اعتماد به نفس ملی و تقویت هویت ایرانی دانش ­آموزان فعالیت می­کند. در حالی که امروزه ظرفیت دیپلماسی در تمام اشکال آن به طرز مؤثری کار برده می­شود، کشور ما هنوز جدی به این تحول نپرداخته است. در ساختار تازه وزارت امور خارجه، توجه بیشتری به دیپلماسی اقتصادی شده ولی هنوز ظرفیت­ های دیپلماسی فرهنگی، علمی و آموزشی کشور مورد غفلت قرار گرفته و ساختار لازم برای اثرگذاری بیشتر آن در عرصه بین ­المللی فراهم نشده است. در ایران نیز ضروری است دانشگاه­ ها، بخش ­های خصوصی و نهادهای دولتی و غیردولتی مختلف در فرآیند بازسازی و تقویت ظرفیت­های دیپلماسی عمومی جامعه فعال شوند تا روند آگاه­ سازی عمومی در قبال اشکال مختلف دیپلماسی تقویت شود. اگرچه ایجاد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی را نیز می­توانیم یک نوع نهادسازی در عرصه دیپلماسی فرهنگی بدانیم، اما این به هیچ روی نشان دهنده توجه لازم به دیپلماسی در عرصه­های علمی، فناوری و آموزشی صورت نیست. در واقع، متناسب با جایگاه نظام آموزشی جمهوری اسلامی که چهار دهه از عمر آن می­ گذرد و رویکردهای ارزشی و ایدئولوژیک بالایی داشته، باید تأثیرگذاری فرهنگی و آموزشی بسیار بیشتری انجام پذیرد. ما زیرساخت ­های لازم را برای تقویت دیپلماسی فرهنگی و آموزشی ایجاد نکرده­ ایم و در وزارتخانه­ ها و نهادهای کشور به موضوع فرهنگ و آموزش توجه شایسته­ ای نشده است. از این رو، موضوع فرهنگ و آموزش نتوانست جایگاه خودش را در عرصه سیاسی و بین­ المللی پیدا کند. حال، مسأله مهم ما این است که چرا بعد از چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، هنوز نتوانسته­ ایم بسترسازی لازم را برای تأثیرگذاری بر هنجارها و روندهای بین­ المللی داشته باشیم. به خاطر اینکه ظرفیت­ سازی و تربیت نیروی انسانی را درست انجام ندادیم و اساساً از رصد تحولات و روندهای جاری بین ­المللی در عرصه فرهنگ و آموزش غافل ماندیم و لذا امروز با گذشت چهار دهه هنوز نمی­توانیم جریان سازی­ های گسترده منطقه ­ای و بین­المللی در عرصه­ های فرهنگی و آموزشی را شکل دهیم. اگر دیپلماسی را فن تعامل با جهان در نظر بگیریم ما نیز در وزارت آموزش و پرورش در جهت تقویت دیپلماسی آموزشی فعالیت می­کنیم و یکی از عرصه­ ها و تجلیات دیپلماسی فرهنگی و آموزشی، گسترش مدارس ایرانی در خارج از کشور است. کشورهای مختلف مدارس متعددی در خارج از کشورشان دارند. کشورهای فرانسه، آلمان، آمریکا، انگلستان، هند و پاکستان هر کدام بین 200 تا 400 هزار دانش­ آموز در خارج از کشور دارند. آنها با تأسیس مدارس خاص به ترویج فرهنگ خودشان اقدام می­کنند و با گسترش زبان کشورشان در صدد تأثیرگذاری بر ملت­ های دیگرند. از آنجا که جمهوری اسلامی ایران حاوی هنجارها و ارزش­های ویژه­ای است و هوادارانی در خارج از کشور دارد و در عین حال اتباع گسترده­ای ایرانی هم در خارج از کشور هستند؛ بنا به فرموده مقام معظم رهبری مدارس ایرانی در خارج از کشور حتی اگر پرهزینه و نیازمند سرمایه ­گذاری بالا باشد، باید گسترش پیدا کند. بر این مبنا، در حال حاضر، در 54 کشور و در ۸۲ شهر 112 مدرسه داریم که مجموعاً بیش از ۱۳ هزار دانش ­آموز در آنها مشغول به تحصیل هستند و به دلیل حجم فعالیت ­های گسترده­ای که داریم بعد از وزارت امور خارجه، بیشترین نیروی اعزامی دولتی ـــ­حدود 500 نفر نیروی آموزش و پرورش­ را به خارج از کشور داریم. حجم قابل توجه نیروهای دولتی در خارج از کشور که کارگزاران دیپلماسی آموزشی و فرهنگی کشور تلقی می­شوند، ظرفیت و پتانسیلی برای ارتقاء دیپلماسی فرهنگی و دیپلماسی آموزشی جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور به وجود آورده که متأسفانه چندان مورد توجه قرار نمی­گیرد. و مسائل و مشکلاتی پیش روی این مدارس است و اساساً در سیاستگذاری ­ها و برنامه­ریزی­ ها نسبت به این موضوع مهم غفلت صورت گرفته است. وظیفه این مدارس، آموزش فرزندان کارگزاران نظام جمهوری اسلامی در خارج از کشور، فرزندان اتباع ایرانی در خارج از کشور، و علاقمندان به ایران اسلامی در خارج از کشور است. یعنی اگر کسانی علاقمند باشند در مدرسه ایرانی و متناسب با نظام آموزش ایران ادامه تحصیل دهند این فرصت فراهم است. البته، در همه مقاطع تحصیلی عده ­ای از دانش ­آموزان ما از اتباع سایر کشورها هستند که علاقمند به نظام آموزشی ایرانند که آنها را نیز در مدارس پذیرش می­کنیم. از آغاز، مدارس خارج از کشور، کانون­ های فرهنگی و پرورشی برای تقویت فرهنگ ایران و هویت ایرانی در خارج از کشور بوده­ اند. در این مدارس، بحث گسترش خط و زبان فارسی اولویت دارد و طبیعی است که فرهنگ و هویت ایرانی را در وجود دانش­ آموزان نهادینه می­کند. حتی غیر­ایرانیان نیز نسبت به این فرهنگ و هویت علاقه پیدا می­کنند و این ظرفیت و پتانسیلی است که باید روز به روز گسترش پیدا کند. علاوه بر مدارس خارج از کشور، یک سری مدارس بین ­المللی در داخل کشور وجود دارد. در حال حاضر، ۱۰ مدرسه بین­ المللی با نظام دیپلم بین ­المللی یا با نظام مدارس بین ­المللی تهران فعالیت می­ کنند که محتوای دروس و زبان آموزشی این مدارس انگلیسی و مخصوص اتباع خارجی مقیم ایران و نیز دانش ­آموزان ایرانی است که به خارج سفر می­کنند و یا برای مدت محدودی در خارج اقامت دارند. این مدارس بین­ المللی در تهران، قم و شیراز تأسیس شده­ اند و در نظر است در سایر مراکز استان­ ها مانند اصفهان، اهواز و جزیره کیش نیز تأسیس شوند. علاوه بر این، دو مجتمع تطبیقی و بین­ المللی هم فعال است که از سوی وزارت آموزش و پرورش اداره می­شود. در این مدارس، حدود ۷۰۰ دانش ­آموز خارجی یا ایرانیانی که به خارج از کشور تردد دارند مشغول تحصیل هستند. دو مدرسه تطبیقی دخترانه و پسرانه نیز هست که محتوای آموزشی به زبان­ های انگلیسی و فارسی به دانش­ آموزان ارائه می­کنند. در واقع، برای تطبیق وضعیت دانش ­آموزان ایرانی است که چند سال در خارج از کشور تحصیل کرده و اکنون پیش از ورود به مدارس عادی در ایران، دو سال را در مدارس تطبیقی تحصیل می­کنند تا روند انتقال آنها طبیعی و عادی گردد. مدارس خارجی تابع نظام آموزشی سایر کشورها نیز در ایران فعالیت می­کنند: ۱۱ مدرسه اتباع خارجی با نظام آموزشی افغانستان، ۶ مدرسه اتباع خارجی با نظام آموزشی عراق، ۲ مدرسه با نظام آموزشی کویت، ۲ مدرسه با نظام آموزشی هند، ۲ مدرسه با نظام آموزشی پاکستان و ۱ مدرسه با نظام آموزشی لبنان. علاوه براین، در ایران ۹ مدرسه وابسته به سفارتخانه­ های خارجی داریم که فقط فرزندان کارگزاران و مأمورین سیاسی می ­توانند در این مدارس تحصیل کنند. همه این فعالیت ­ها در جهت تقویت دیپلماسی آموزشی و بسترسازی تعاملات بین­ المللی کشور است. ایران در صدر کشورهای جهان در پوشش تحصیلی پناهندگان در نظام آموزشی رسمی است. در حالی که در دیگر کشورهای جهان پناهندگان عمدتاً در اردوگاه ­ها خدمات آموزشی دریافت می­کنند، دانش­ آموزان پناهنده در ایران در کنار دانش ­آموزان ایرانی خدمات آموزشی دریافت می­کنند. در حال حاضر، ۴۶۹ هزار دانش­ آموز اتباع خارجی در مدارس ایران مشغول به تحصیل هستند که ۴۳۴ هزار نفر از آنها از پناهندگان افغانی ­اند. در واقع، جمهوری اسلامی تنها کشور دنیا است که همه دانش­ آموزان آواره و پناهنده را در کنار دانش­ آموزان خود آموزش می­دهد. بر اساس دستور مقام معظم رهبری در سال 1393، نه تنها اتباع خارجی قانونی و ثبت ­نام شده در مدارس تحت پوشش قرار می­گیرند، بلکه اتباع غیرمجاز را که حتی در وزارت کشور هم ثبت نشده­ اند در مدارس ثبت­ نام و آموزش می ­دهند که این در عرصه بین­ المللی بی­ نظیر و به خاطر نیات انسان دوستانه نظام جمهوری اسلامی است. اعتقاد دینی ما این است که هر کس به سن لازم ­التعلیمی می­رسد حق ورود به مدرسه دارد و نباید به دلیل اینکه پدر و مادر او آواره یا پناهنده­ اند از درس محروم شود. بر اساس این ایده، هر کودک حاضر در ایران فارغ از اینکه مدارک هویتی و اقامتی معتبر داشته یا نداشته باشد می­تواند اول مهر به نزدیکترین مدرسه محل اقامتش مراجعه و تحت آموزش رسمی و رایگان قرار گیرد. ایجاد کمیسیون ملی آیسسکو و تعامل و ارتباط با کشورهای اسلامی در قالب سازمان تخصصي بين‌المللي آیسسکو در زمينه­ ها‌ي آموزش، علوم و فرهنگ از دیگر فعالیت­ های وزارت آموزش و پرورش در عرصه دیپلماسی آموزشی است. در حال حاضر، ۵۴ كشور در اين سازمان عضويت دارند و هدف از تأسيس این سازمان پيگيري ايده امت واحده اسلامي و تقويت و تحكيم همكاري و تفاهم میان كشورها و ملل مسلمان در زمينه­ هاي علمي، فرهنگي و آموزشی است. براي تحقق این اهداف، سازمان آیسسکو در این زمینه­ ها اقدام می­کند: گسترش فرهنگ اسلامي و زبان قرآن در سطح جهان؛ حمايت از دانشگاه‌ها و مؤسسات دولتي و خصوصي متخصص در زمينه مطالعات قرآني، زبان عربي و فرهنگ اسلامي؛ اصلاح برنامه‌هاي آموزشي، كتاب­هاي درسي و روش­هاي تدريس آنها به منظور تحقق تكافل فرهنگي، تقویت ويژگي ­های اسلامي به تمامي ابعاد تمدن، هنر و فرهنگ؛ برگزاري كنفرانس‌ها و سمينارها؛ تشويق تأسيس نهادهاي آموزشي و علمي با همكاري دولت­ ها، سازمان همکاری اسلامي، مجامع و سازمان­ هاي فعال در زمينه‌هاي آموزش، علوم، فرهنگ و ارتباطات. اين سازمان به منظور برنامه‌ريزي استراتژيك براي تقویت آموزش، فرهنگ و علوم در جهان اسلام مبادرت به طراحي و اجراي راهبردهای مختلفی از جمله استراتژي فرهنگي جهان اسلام، استراتژي ارتقاء آموزش در كشورهاي اسلامي، استراتژي توسعه علوم و فناوري در كشورهاي اسلامي، راهبرد تكافل فرهنگي اسلامي، استراتژي نحوه اجراي فرهنگ اسلامي در غرب، استراتژي استفاده از توانايي مسلمانان در غرب، استراتژي تقريب مذاهب میان مسلمانان، استراتژي مديريت منابع آب در كشورهاي اسلامي و استراتژي اخلاق زيستي در جهان اسلام نموده است. علاوه بر این، نهادهای مختلفی مانند­ فدراسيون دانشگاه ­هاي جهان اسلام، نهاد اسلامي اخلاقي علوم و فناوري، و مركز ارتقاء سطح تحقيقات علوم آيسسكو زير نظر سازمان آيسسكو فعاليت مي­ كنند. با توجه به تقارن تأسیس آیسسکو با پیروزی انقلاب اسلامی و به طور کلی سردی روابط نظام انقلابی با کلیه نهادهای بین­ المللی، ایران اساساً نقشی در شکل­ دهی اولیه این سازمان نداشت و با یک تأخیر ده ساله در سال ۱۳۷۱ در سيزدهمين اجلاس شوراي اجرايي آن شركت نمود. در سال ۱۳۷۴، با توجه به مصوبه پنجمين مجمع عمومي آيسسكو در سوريه، كميسيون ملي آيسسكو در جمهوري اسلامي ايران در وزارت آموزش و پرورش تشكيل شد که پس از آن به منظور مشخص كردن جايگاه اداري و اجرايی آن، هيأت وزيران «آئين‌نامه تشكيل و اداره كميسيون ملي آيسسكو در ايران» را تصويب نمود. بر اساس این آیین ­نامه، كميسيون ملي آيسسكو در وزارت آموزش و پرورش مستقر شد و در حال حاضر، داراي چهار ركن شوراي عالي، كارگروه اجرايي، کمیته­ های تخصصي و دبيرخانه است که رياست شوراي عالي بر عهده وزير آموزش و پرورش است و نهادهای زیر نیز در آن عضویت دارند: وزارت امور خارجه، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، وزارت ورزش و جوانان، سازمان برنامه و بودجه، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، سازمان صدا و سیما، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، و سازمان محیط زیست. اوج تعاملات آیسسکو و ایران در سال­های ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۷ بود که دفتر منطقه­اي آيسسكو در تهران در سال ۱۳۸۱ تأسیس شد که ۱۲ کشور اسلامی فعالیت ­های خود را زیر نظر این دفتر انجام می ­دهند. بيست و چهارمين اجلاس شوراي اجرايي و نيز هشتمين مجمع عمومي آيسسكو در تهران در سال ۱۳۸۲ براي نخستين بار با حضور وزراء و نمايندگان ۵۰ كشور اسلامي برگزار شد. يك ايراني به عنوان معاون مديركل سازمان از سال۱۳۸۲ به مدت شش سال انتخاب شد. همچنین، مركز علوم استنادي جهان اسلام (ISC) در شيراز و مركز منطقه‌اي آموزش و توليد سمعي و بصري و چندرسانه‌اي آيسسكو در تهران با همكاري سازمان صدا و سيما ايجاد شدند. مقدمات اولیه تأسیس دبيرخانه شبكه زنان دانشمند جهان اسلام در تهران نیز فراهم شد که این فعالیت­ ها به روشني نشان­دهنده جايگاه والا و در خور ایران در آيسسكو است. اما در سال­ های بعد به موازات افزایش اختلافات برخی از کشورهای اسلامی با ایران به ویژه در خصوص پرونده هسته ­ای، حجم ارتباطات و تعاملات آیسسکو با کشورمان کاهش یافت و تا مرز تعطیلی دفتر منطقه ­ای در تهران پیش رفت ولی مجدداً با استراتژی تعامل سازنده که دولت تدبیر و امید در پیش گرفت، تعاملات با آیسسکو در سال ­های اخیر در حال گسترش است. در حال حاضر، برنامه­ های متعددی با آیسسکو داریم که برگزاری اجلاس دبیران کل کمیسیون ­های ملی کشورهای اسلامی در مرکز علوم استنادی جهان اسلام در شیراز در مرداد ماه 1397 از جمله آنهاست. تقریباً هر سه سال یک بار اجلاس وزرای آموزش و پرورش، اجلاس وزرای امور کودک، اجلاس وزرای فرهنگ کشورهای اسلامی، اجلاس وزرای علوم و فناوری کشورهای اسلامی تشکیل می­شود و مقاماتی از ایران در این کنفرانس ­ها شرکت می­کنند و ضمن ارائه گزارش ملی کشور، در خصوص اسناد و فعالیت­ هایی که به نوعی وضعیت تعاملی بین کشورهای اسلامی را روشن می­کند گفتگو می­کنند و بستر اجرای برخی پروژه­ های مشترک را فراهم می­کنند. از پیش­نیازهای حضور و مشارکت فعال در سازمان­ های بی بین ­المللی، وجود افراد مسلط به زبان بین ­المللی و در عین حال آشنایی با روندها و هنجارهای بین­المللی است که در طول چهار دهه گذشته اهتمام جدی در تربیت آنها صورت نگرفته است. ازاین رو، تعداد ایرانیان مشغول به کار در سازمان ­ها و مجامع بین­ المللی بسیار انگشت­ شمار است و نیروهای توان مند و باتجربه جهت حضور در کنفرانس­ های و نشست­ های بین­ المللی که بتوانند بر دستورکار و روند اصلاح اسناد و رویه­ های جاری کنفرانس­ ها تأثیر بگذارند محدود هستند. طبیعی است که امکان بهره­برداری حداکثری از ظرفیت­ های موجود سازمان­ های بین ­المللی فراهم نمی ­شود. این یک واقعیت است که مرتب رویه ­ها، قواعد و چارچوب­ های جدیدی در مجامع بین ­المللی در حال شکل­ گیری است که اگر حضور مؤثری در آن روندها و فرآیندها نداشته باشیم، آنها بدون ما شکل خواهند گرفت. پس بهتر آنکه بتوانیم نیروهایی حرفه ­ای تربیت کنیم تا در مجامع بین ­المللی مؤثر باشند. بخشی از ظرفیت­ ها بستگی به میزان مشارکت و مداخله نهادها و سازمان ­های علمی، آموزشی و فرهنگی کشور در فعالیت ­های آیسسسکو دارد؛ به طوری که هر میزان وزارتخانه­ ها و سازمان­ ها تعامل وعلاقمندی بیشتری داشته باشند، امکان اجرای پروژه­ های بیشتری فراهم می­شود. بنابراین، وظیفه همه وزارت خانه­ ها و سازمان­ ها و نهادهای آموزشی، فرهنگی و علمی است که تعامل بیشتری با کمیسیون ملی آیسسکو داشته باشند. کمیسیون هم متقابلاً با تشکیل کمیته­ های علم و فناوری، فرهنگی، آموزشی و عضویت نهادهای ذینفع، تلاش می­کند آنها را مشارکت بدهد تا حجم فعالیت­ ها با آیسسکو گسترش یابد. آيسسكو هر سال قريب به ۴۰۰ فعالیت و برنامه در زمينه­ های آموزشی، علمی و فرهنگی در قالب‌هاي مختلف اعم از كنفرانس، كارگاه، سمينار و پژوهش در كشورهاي مختلف اعم از اسلامي و غيراسلامي (دارای اقليت مسلمان) دارد که ما باید با همکاری نهادهای داخلی میزان بهره­ گیری از این برنامه­ ها را افزایش دهیم. البته، این مشکل عمومی در دولت است که اکثر وزارتخانه­ ها و نهادها رویکردهای بین­ المللی ضعیفی دارند. به همین دلیل، جمهوری اسلامی با اینکه در عرصه­ های سیاسی و استراتژیک حضور چشم گیری دارد، در عرصه­ های علمی، آموزشی و فرهنگی بین­ المللی حضورش کم­رنگ است. بعضاً حضور ما گاه تنها به خاطر توجه دیگر کشورها و اندیشمندان است که از سوی ما سازماندهی شده­اند و تأثیری در رسانه­ ها و افکار عمومی جهانی ندارد. متأسفانه در چند سال اخیر، به دلیل شکل­ گیری یک جو منفی علیه سازمان­ های بین ­المللی، گزارش اطلاعات و شاخص ­های پیشرفت آموزشی کشورمان به مجامع بین المللی منعکس نشده و بعضاً گزارش ­هایی در این سازمان­ ها منتشر شده که حتی جایگاه ایران را در ذیل کشورهای ضعیف جهان نشان می­دهد که خود موجب تضعیف موقعیت کشور در مجامع بین­المللی می­شود. به عنوان نمونه در اجلاس اخیر وزرای امور کودک جهان اسلام که در بهمن ماه سال گذشته در کشور مغرب برگزار گردید در بسیاری از شاخص ­های آموزشی، ایران جزء پنج کشور برتر جهان اسلام نبود. ما بلافاصله اعتراض کردیم و به نسبت شاخص­ های آن گزارش، وضعیت موجود ایران را توضیح دادیم و اثبات کردیم که ایران در اکثر شاخص ­های گزارش ارائه شده جزء کشورهای رده اول یا دوم جهان اسلام است. در پاسخ گفته شد که ایران پیشتر اطلاعات لازم را به سازمان­ های بین ­المللی از جمله یونسکو و بانک جهانی ارائه نکرده و ما گزارش خود را بر مبنای اطلاعات و آمار این دو سازمان تهیه کرده ­ایم. مبنای فعالیت­ ها و اقدامات بین ­المللی و منطقه ­ای در وزارت آموزش و پرورش، سند تحول بنیادین و سند برنامه درسی ملی آموزش وپرورش است. بر اساس این دو سند موظف هستیم مشارکتی فعال در تعاملات بین­ المللی داشته باشیم، تحولات جدید بین ­المللی را در عرصه آموزش جهانی رصد کنیم، و تجربیات موفق ایران را در محیط­ های بین­ المللی ارائه کنیم. بنابراین، ما تمامی فعالیت ­های بین­ المللی خود را بر مبنای سند تحول بنیادین پیگیری و انجام می دهیم و حتی در برخی از کنفرانس ­ها و نشست ­های بین ­المللی برای آنکه بتوانیم توانمندی­ها و دستاوردهای نظام آموزشی جمهوری اسلامی را ارائه کنیم و تجربه­ ها و روندهای جدید آموزشی جهانی را رصد کنیم مشارکت فعال داریم. بر اساس راهکار شماره 11-11 سند تحول بنیادین که بر «مشارکت فعال در تعاملات بین ­المللی با اولویت جهان اسلام و انعکاس نظریات و تجربیات موفق داخلی در محافل و مراکز علمی جهانی» تأکید دارد و یا راهکار 19-4 که بر «ارتقاء جایگاه ایران در ارزیابی ­های کیفیت جهانی در چارچوب معیارهای اسلامی و معرفی الگوی تعلیم و تربیت اسلامی به جهان» پافشاری می­کند ما موظف هستیم با سازمان­های بین ­المللی از جمله آیسسکو، یونسکو، و . . . نیز کشورها تعامل داشته باشیم تا بتوانیم تجربیات موفق ۴۰ ساله نظام جمهوری اسلامی را به دنیا ارائه و از تجربیات برتر وموفق کشورهای دیگر در مدارس و دانشگاه ­ها استفاده کنیم. در سال جاری، درصدد هستیم ده گزارش موضوعی از تجربه­ های موفق نظام آموزشی جمهوری اسلامی که منطبق با شاخص­ های بین­ المللی باشد را تدوین نموده و به سازمان­ ها و نهادهای بین ­المللی ارائه کنیم تا بتوانیم در جهت معرفی شایسته نظام تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی به جهان گامی مناسب برداریم. به نقل از: مجله فرهنگ دیپلماسی، سال اول، شماره اول، شهریور و مهر 1398، صص 84-82

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.