ظرفیت های آیسسکو در دیپلماسی آموزشی و فرهنگی
30 بهمن 1399
استخراجِ منابعِ طبیعی از فضا و آینده توسعه یافتگی
30 بهمن 1399

تصویر ایران و مطالعات ایرانی در جمهوری ترکیه

ابوالحسن خلج­ منفرد رایزن فرهنگی پیشین جمهوری اسلامی ایران در ترکیه به دلایلی در دوره جمهوریت و به ویژه در دهه­ های اخیر، تصویری روشن، جامع و واقع ­بینانه از ایران و ایرانیان در ترکیه شکل نگرفت و در این مدت، ایرانشناسی در ترکیه دقیق، عمیق، همه­ جانبه، علمی و بی­ طرف نبود. این نوشتار بر آن است گزارشی اجمالی از تصویر ایران و ایرانیان و وضعیت مطالعات ایرانی در دوران جدید در ترکیه ارائه دهد و با نگاهی آسیب­­‌شناسانه، علل این وضعیت را بررسی می­‌کند. امید است گزارش­‌هایی از این دست، گامی کوچک در تشویق مسئولین و دست­اندرکاران دو کشور همسایه و مسلمان ایران و ترکیه و علاقمندان به روابط دوستانه و پایدار دو کشور برای زمینه­ سازی شناخت بهتر دو ملت ایران و ترکیه از یکدیگر باشد. ایرانیان و ترکان از پس قرن­های طولانی در جوار هم زیسته و مراودات گوناگون و تبادلات گسترده در حوزه­ های مختلف فرهنگی و فکری، سیاسی، اجتماعی، دینی و عرفانی داشته­ اند که وجود حدود 6000 واژه فارسی در زبان ترکی و بیش از 4500 ضرب­ المثل مشترک در فارسی و ترکی شاهدی بر این مدعاست. گرچه تاریخ روابط این دو در گذر زمان فراز و نشیب داشته و روزهای شیرین و تلخ فراوانی را تجربه کرده ­اند، اما میراث مشترک فرهنگی و تمدنی موجب شده که ترکان نگاه تاریخی نسبتاً روشن و مثبتی از ایران و ایرانیان در ذهن داشته باشند. عموم ترکان به فرهنگ و تمدن ایرانی و زبان و ادبیات فارسی و نیز میراث عرفانی و دینی منبعث از آن به دیده تکریم می­ نگرند. با وجود این، به دلایلی سیاسی در مقاطعی شبهات و بدبینی ­هایی پیش آمده و تصویر ایران و ایرانیان در برهه­ هایی در میان ترکان مخدوش شده که این امر بعضاً عواقب و تبعات جبران ­ناپذیری داشته است. با استقرار جمهوریت در ترکیه و اتخاذ سیاست غرب­ گرایی در آن کشور الفبای لاتین در سال 1928، جای الفبای عربی ­ـفارسی را گرفت و به طور طبیعی دسترسی به منابع شناخت ایران و فرهنگ ایرانی و اسلامی که به الفبای سابق بود محدود شد. در این میان، بزرگانی همچون عبدالباقی گلپینارلی، نجاتی لوگول، احمد آتش، تحسین یازیجی و . . . انتقال و ترجمه آثار کلاسیک ایران به زبان ترکی جدید را بر عهده گرفتند. اگرچه کارهای این دوره از کیفیت مطلوبی برخوردار است اما ایران شناسان تأکید بیشتری بر ادبیات کلاسیک ایران داشتند و به دلیل روابط دوستانه حکومت پهلوی و جمهوری لائیک ترکیه تصویری رسمی و دولتی از ایران ارائه می­دادند. بررسی اجمالی کتاب شناسی منشورات مربوط به ایران در ترکیه که در سال 1971 به مناسبت دو هزار و پانصدمین سالگرد شاهنشاهی در ایران توسط کتابخانه ملی ترکیه تهیه شد و در چاپخانه نخست­ وزیری آن کشور در آنکارا در 108 صفحه منتشر گردید، نمایانگر روند یاد شده در فرآیند ایران شناسی در این دوره می­ باشد. همزمان با انقلاب اسلامی در ایران، شکاف­ه‌ای اجتماعی و سیاسی در ترکیه شدت گرفت و در سال ­های پایانی دهه 1970 ابعاد جدیدی به خود گرفت و در طول دهه ­های بعد هم گسترش یافت. تقابل جدی میان جریان حاکم غربگرا و لائیک با جریان اسلام­ گرا از یک سو و رشد جریان پان ترکیسم را در مقابل کردگرایی از سوی دیگر بود. تصویر ایران اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران در کشور ترکیه و روند مطالعات ایرانی در این دوره به شدت تحت تأثیر روندهای سیاسی و رقابت­‌های داخلی و منطقه­‌ای در ترکیه قرار گرفت. در این دوره، توده­‌های مردمی ترکیه به ویژه جریانات اسلامی و انقلابی و استکبارستیز در این کشور به شدت تحت تأثیر امواج فکری اتقلاب اسلامی قرار گرفتند، انقلاب اسلامی و رهبران آن مورد توجه فراوان مردم و محافل دینی و روشن‌فکری بود و سال­‌های متمادی ایران اسلامی از محبو‌‌‌ب ­ترین کشورهای جهان نزد مردم ترکیه بود. اما نظام کمالیستی حاکم در دهه­‌های پایانی سده بیستم، جریانات لائیک و دستگاه­‌های تبلیغاتی و رسان‌ه­ای وابسته به آنها تلاش گسترده­ای برای مخدوش جلوه دادن چهره انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی در ترکیه به خرج دادند و این امر تأثیرات بسیار منفی بر تصویر ایران و روند ایرانشناسی در این کشور بر جای گذاشت. از سوی دیگر، با افول نسل ایرانشناسان فرهیخته ترک از دهه­‌های آخر قرن بیستم و کاهش سهم منابع و مآخذ فارسی در تحقیقات ایرانی در ترکیه و تصویرسازی ایران در این کشور و افزایش روزافزون رد پای منابع و مآخذ غربی در روند ایرانشناسی و معرفی چهره ایران در جامعه ترکیه، شاهد تولید و ارائه آثار کم‌­عمق، جانب‌دارانه و ضعیف در حوزه ایرانشناسی در این کشور بوده­‌ایم. این امر به خوبی توسط دکتر متین یوکسل، استاد دانشگاه حاجت تپه در آنکارا، در مقاله «مطالعات ایرانی در ترکیه» که در سال 2014 منتشر شد، تبیین شده است. همچنین پروفسور بهاء­الدین یدی ییلدیز در گزارشی از کتاب‌شناسی ایران در ترکیه که در سال 2002 تهیه نمود و در آن به معرفی 280 عنوان کتاب و مقاله تألیفی و 93 عنوان کتاب و مقاله ترجمه شده در موضوع ایران در ترکیه پرداخته، به این پرسش اشاره کرده که آیا ترکیه به اندازه کافی همسایه شرقی خود، ایران و ایرانیان را می­شناسد و آیا تحقیقات موجود در ترکیه درباره کشور و جامعه ایران کافی است؟ پاسخ منفی است و آثار تألیفی و ترجمه شده درباره ایران و ایرانیان و ابعاد گوناگون جامعه ایران در ترکیه را از نظر تعداد و فراگیری آن ناچیز است. از سال­‌های آغازین هزاره سوم میلادی، با قدرت گرفتن حزب اسلام­‌گرای عدالت و توسعه در ترکیه و افول تدریجی نفوذ سیاسی و قدرت تبلیغاتی محافل کمالیستی در ترکیه تبلیغات منفی علیه جمهوری اسلامی ایران در این کشور کاهش یافت و اقدامات زیادی برای برقراری روابط دوستانه و گسترده‌­تر بین ایران و ترکیه در عرصه‌­های گوناگون صورت گرفت. با وجود این، باز برخی عوامل سیاسی داخلی وحوادث بین­‌المللی و منطق‌ه­ای نقش فعال خود را در روند تصویرسازی ایران در ترکیه و فرآیند مطالعات ایرانی در این کشور بر جای گذاشتند و نگرش سیاسی و رسمی ترکیه بر این فرآیند سایه افکند. اگرچه زحمات فراوان و کوشش­های ارزشمند نسلی جدید از ایران‌شناسان به ویژه استادان جوان زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه­‌های ترکیه در معرفی جلوه‌­های درخشان ادبیات فارسی در ترکیه قابل تقدیر و تکریم است، اما در یک بررسی اجمالی و جمع­‌بندی کلی می­توان برخی از مهم‌­ترین عوامل و اسباب مؤثر در کمیت ناکافی و کیفیت نامطلوب مطالعات ایرانی در ترکیه به ویژه در حوزه مطالعات اجتماعی و سیاسی ایران در مقاطع مختلف یاد شده را به شرح زیر برشمرد: استناد فراوان به منابع و مآخذ غربی در تصویرسازی ایران و مطالعات ایرانی به ویژه در حوزه‌­های مطالعات اجتماعی، سیاسی و مذهبی ایران در ترکیه از یک سو و کمبود مترجمین مسلط به زبان فارسی و برگردان ناقص منابع فارسی به زبان ترکی استانبولی از سوی دیگر. حضور جریانات ضدایرانی در ترکیه به ویژه جریان انحرافی گولنی که نقشی فعال در سال‌­های گذشته در تصویرسازی منفی از جمهوری اسلامی ایران و شبهه­‌افکنی علیه ایران و مکتب اهل­‌البیت علیهم­السلام در دولت سایه در ترکیه بر عهده داشتند. تعمیق شکاف­‌های اجتماعی و سیاسی در ترکیه از سال­‌های پاپانی دهه1970 و رشد پان ترکیسم در این کشور که با استقلال جمهوری­‌های ترک­ نشین آسیای مرکزی و قفقاز به اوج خود رسید و این امر رشد نگرش قومی و نژادی در ترکیه و افزایش مطالعات جهت­‌دار و خیال‌­پردازانه مربوط به قومیت‌­های ترک­‌تبار ومناطق آذری­ نشین در ایران را در پی داشت. وجود نگاه تاریخی و رقابتی به موضوع ایران در ترکیه با توجه به اینکه هنوز فضای رقابتی، سیاسی و مذهبی دوره عثمانی­ـ­ صفوی در طبقات اجتماعی و محافل سیاسی، مذهبی و رسان‌ه­ای این کشور تا حدی زنده است و این روند در دوره حاکمیت حزب اسلام­‌گرای عدالت و توسعه رشد کرد و متأسفانه این شکاف داخلی در ترکیه در روابط خارجی این کشور به ویژه در قبال ایران و سوریه نمود داشته است. حوادث منطقه­‌ای از جمله حادثه 11 سپتامبر، اشغال عراق توسط آمریکا و خیزش در کشورهای عربی که در محافل غربی به «بهار عربی» موسوم گردید، موجب تکاپوی فراوان ترکیه و تلاش همه ­جانبه حزب حاکم عدالت و توسعه برای نقش‌­آفرینی و توسعه نفوذ منطقه‌­ای گردید که این امر رشد فزاینده رقابت سیاسی و منطقه ­ای ترکیه با جمهوری اسلامی ایران را در پی داشت و به طور طبیعی تأثیرات منفی زیادی در تصویر ایران در این کشور و مطالعات جانبدارانه در خصوص ایران در ترکیه بر جای گذاشت. نگرش سیاسی و رقابتی به ایران موجب رشد گرایش سیاسی و ژئوپولیتیکی در مطالعات ایرانی در ترکیه گردید که این امر به نوبه خود نظارت و کنترل رسمی مراکز مطالعاتی و اندیشکده­‌های دولتی و نیمه­‌دولتی کشور را در پی داشت و به قول یکی از ایرانشناسان ترک، ایرانشناسی در این کشور در چنبره سیاست قرارگرفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.