آیا حمله به پایگاه امریکایی التاجی تلافی جویانه بود؟
29 بهمن 1399
چالش جدید ایران و آژانس تا چه مخاطر‌‌ه‌آمیز برای برجام است؟
29 بهمن 1399

سقوط شدید قیمت نفت چه تاثیری بر ذینفعان اصلی بازار نفت می گذارد؟

درپی شیوع ویروس کرونا و شکست اوپک و روسیه در کاهش تولید نفت، قیمت نفت بشدت سقوط کرد بطوریکه نفت برنت به 30 دلار و نفت شاخص امریکا به 29 دلار و نفت ایران به 27 دلار کاهش یافت. تاثیر این کاهش قیمت نفت را بر دینفعان اصلی ازجمله روسیه، عربستان، امریکا، ایران، اوپک و سایر کشورهای وارد کننده در دیل بررسی می کنیم: رقابت روسیه و عربستان: گفت‌وگوی عربستان با روسیه در ۱۸ ماه اخیر به این دلیل بود که عربستان فکر می‌کرد می‌تواند در روسیه نفوذ داشته باشد و امروز این تفکر شکست خورده است، بطوریکه عربستان به عنوان مهمترین بازیکن اوپک نتوانست حتی به نیمی از اهداف خود دست یابد. باید توجه داشت که ادامه این روند می‌تواند بازی باخت-باخت باشد چون روسیه نیز از این روند ناراحت است و در درازمدت و در صورت تداوم تنش‌ها، باعث صدمه مالی و کاهش سرمایه گذاری در بخش انرژی روسیه مانند عربستان و ایران خواهد شد و از این نگاه تمامی عرضه کنندگان به نوعی بازنده خواهند بود. دو هفته قبل در حالی که عربستان و دیگر تولیدکنندگان بزرگ عضو اوپک به همراه روسیه برای برنامه ریزی کاهش تولید نفت در وین گرد هم جمع شده بودند تا مانع از افت قیمت نفت به دلیل شیوع ویروس کرونا و کاهش تقاضای جهانی شوند، قیمت نفت در بالای 50 دلار در هر بشکه قرار داشت. اما زمانی که مسکو تصمیم گرفت زیر ائتلاف سه ساله خود با اوپک و عربستان بر سر کاهش تولید بزند و از تایید کاهش تولید پیشنهادی ریاض سر باز زد، قیمت جهانی نفت به شدت سقوط کرد. عربستان هم با کاهش قیمت نفت خود و اعلام عرضه مقادیر بالایی نفت به بازارهای جهانی اقدام روسیه را تلافی کرد. هم مسکو و هم ریاض خود را برای درد و رنج اقتصادی کوتاه مدت ناشی از نفت ارزان آماده کرده اند به این امید که طرف مقابل زودتر تسلیم شود. روسیه و عربستان دو تولیدکننده بزرگ نفت جهان هر کدام معتقدند که بهتر از دیگری می توانند رنج مالی ناشی از جنگ قیمت نفت را که این دو کشور در هفته گذشته آغاز کردند تحمل کنند و به نتایج مورد نظر خود دست یابند. برای روسیه و عربستان که هر دو کم و بیش برای تامین درآمدهای بودجه ای خود به فروش نفت متکی هستند، این به معنای آغاز یک بازی خطرناک است. روسیه: روسیه به چند دلیل معتقد است که می تواند افت قیمت نفت را برای چند سال تحمل کند. ابتدا اینکه از زمان آخرین افت شدید قیمت نفت تاکنون منابع مالی فراوانی را به لطف رشد قیمت ها جذب کرده است. ثانیا بزرگترین بازندگان هر جنگ قیمتی در بازار نفت از نظر روسیه، تولیدکنندگان نفت شیل خواهند بود که نفت را با قیمت بالایی تولید می کنند و این مسئله توانایی آمریکا برای استفاده لجام گسیخته از ابزار مورد علاقه خود یعنی تحریم را کاهش خواهد داد. روسیه برای زنده بیرون آمدن از این بحران در وضعیت بهتری قرار دارد. این چالش دشواری خواهد بود اما مسکو از منابع کافی برای عبور از آن برخوردار است. روسیه در طی 5 سال گذشته بودجه خود را به شکلی انقباضی تنظیم کرده تا 550 میلیارد دلار ذخیره ارزی را جمع آوری کند و به گفته مقامات این کشور می تواند یک دهه نفت 25 تا 30 دلاری را تحمل کند. بطوریکه وزیر دارایی روسیه گفته اگر قیمت نفت پایین بماند مسکو از صندوق ثروت ملی 150 میلیارد دلاری خود برای تامین منابع بودجه ای خود کمک خواهد گرفت. همچنین روسیه پس از مواجهه با تحریم های غرب بر سر ماجرای کریمه و بروز رکود در اقتصاد این کشور در سال 2015 تصمیم به تجدید ساختار اقتصادی گرفت. هرچند تلاش های این کشور برای تنوع بخشی به اقتصادش دستاورد چندان ملموسی نداشته، اما رشد اقتصادی روسیه در سال های اخیر تثبیت شده و از بسیاری جهات این کشور در وضعیت بهتری نسبت به سال های گذشته برای تحمل شوک سقوط قیمت نفت قرار دارد. شاید این تجربه روسیه بتواند مسیر اقتصاد بدون نفت را برای ایران هموارتر کند. عربستان: عربستان هم از منابع ارزی کافی برای تحمل وضعیت نفت ارزان برخوردار است هرچند منابع این کشور نسبت به سال 2014 تضعیف شده است و ریاض به اندازه مسکو تاب تحمل قیمت های پایین نفت را ندارد. عربستان حتی قبل از افت قیمت نفت نیز در مسیر ثبت کسری بودجه 50 میلیارد دلاری قرار داشته و افت درآمدهای نفتی، 70 میلیارد دلار دیگر کسری بودجه به این کشور تحمیل خواهد کرد. عربستان در بهترین حالت 4 سال می تواند قیمت های پایین کنونی نفت را تحمل کند اما ریاض امیدوار است دوره نفت ارزان کوتاه مدت باشد. سعودی ها برای پیشبرد برنامه سعودی ویژن 2030 و تنوع بخشی به اقتصاد عربستان به درآمد سرشار نفتی نیاز دارند و افت قیمت نفت بزرگترین ضربه به استراتژی کلان اقتصادی عربستان به شمار می رود و ممکن است این روند برنامه سعودی ویژن را نابود می کند. عربستان به دنبال آنست که روسیه را در شرایطی قرار دهد که متوجه شود که تکرار بازی بدون اوپک یعنی کاهش تولید از سوی اوپک اما حفظ سطح تولید توسط روسیه هزینه‌های بزرگی دارد و اگر عربستان در این موضوع موفق شود قطعا برنده بزرگ در سمت عرضه خواهد بود. اما اگر موفق نشود طبیعتاً یک بازی بزرگی را شروع کرده که ۳۵ تا ۴۵ درصد ارزش سهام آرامکو آسیب دیده و درآمدهای جاری خود را به شدت پایین آورده است که نتیجه آن بازنده شدن عربستان است. اما در سمت عرضه یک بازی استراتژیک در حال اتفاق است و اگر عربستان بتواند سرمایه‌گذاران در نفت شیل را به نوعی از نظر مالی ورشکسته کند جذابیت این بخش را کاهش داده و این به نفع عربستان خواهد بود. امریکا: واکنش آمریکا را می‌توان در دو بخش تجزیه و تحلیل کرد؛ قطعا بخش خانوارها و مصرف‌کنندگان از این شرایط راضی هستند. اما بخش دیگر تولیدکنندگان شیل هستند که به ویژه در زمان باراک اوباما یک ابزار استراتژیک جهت افزایش استقلال انرژی آمریکا در نظر گرفته می‌شد و دولت فدرال کمک‌های بسیاری به آنها ارائه می‌کرد. تصور نمی‌شود این شرایط به معنای پایان تولید نفت شیل باشد اما آنچه اتفاق می‌افتد آن است که تولیدکنندگان نفت شیل که هزینه تولید بسیار بالایی دارند از چرخه تولید خارج می‌شود و تنها آنهایی باقی می‌ماند که تولید کم هزینه دارند. البته اینکه این شرکت‌ها به تدریج رشد می‌کنند در دراز مدت برای اوپک نیز خوب نخواهد بود چون آنها توان رقابت بیشتری خواهند داشت. البته دولت فدرال امریکا خیلی خوشحال است که قیمت نفت پایین آمده و این برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا خوب خواهد بود اما اینکه چه پیامدی برای تولیدکنندگان داشته باشد، فعلا برای دولت امریکا مهم نیست. ایران: شاید ایران از بازندگان اصلی کاهش شدید قیمت نفت است اگرچه بخاطر تحریم ها امکان صادرات قابل توجه نفت را ندارد ولی نیاز شدید به درامد همان صادرات محدود را بیش از گذشته دارا می باشد. با توجه به اینکه قیمت نفت در بودجه سال آینده ایران 50 دلار و با صادرات روزانه یک میلیون بشکه نفت محاسبه شده است و همچنین با توجه به اینکه متوسط صادرات نفت کشور در 6 ماه گذشته حدود 250 هزار بشکه بوده است بودجه سال آینده کشور دچار کسری بزرگ خواهد شد و دولت ایران را در عرصه اقتصادی با چالش های جدی مواجه خواهد کرد. کشورهای وارد کننده نفت: برندگان اصلی این سقوط قیمت نفت در بخش تقاضا، مصرف کنندگان صنعتی مانند چین، هند و آلمان هستند که بیشتر تولیدات آنها انرژی‌بر است. مرگ اوپک: ناکامی اوپک برای رسیدن به توافقی درباره کاهش تولیدات در نشست اخیر این سازمان در وین، موجب سقوط قیمت‌ها شد و بازار نفت را از یک دوره ثبات به بی ثباتی کشاند و این نکته نیز به خودی خود نشان از ضعف اوپک دارد. در شرایط فعلی اوپک یک نماد ظاهری است و دیگر توان دهه‌های هفتاد و هشتاد را ندارد. الان دو تولیدکننده بزرگ اوپک یعنی عربستان و ایران تضادهای عمیقی دارند و حتی عراق و ایران وارد جنگی شدند که فاجعه‌ای بزرگ برای منطقه و اوپک بود و هیچ موهبت و امتیاز مثبتی برای هیچ کشور منطقه نداشت. همچنین اوپک در جذب کشورهایی مثل ونزوئلا، روسیه و مکزیک به این ساختار موفق نبوده و این باعث کوچکتر شدن و کاهش توان آن در بازار نفت شده است. در واقع می‌توان گفت شرایط به وجود آمده قطعاً باعث کاهش تسلط اوپک در قیمت‌گذاری خواهد بود. اوپک دیگر اوپک ۲۵ سال پیش نخواهد بود چون شرایط بازار و استفاده از انرژی‌های جایگزین و تجدیدپذیر نه تنها اوپک را از دوره طلایی دور کرده بلکه آن را وارد مرحله افسردگی کرده که به نوعی مرحله قبل از هم پاشیدگی است. شاید اوپک دفتری در وین داشته و حتی مدیریتی هم بران آن باشد اما سازمانی خواهد بود که هیچ کس آن را جدی نمی‌گیرد و این برای کشورهای منطقه خاورمیانه منفی و برای کشورهای غربی مثبت است چون هیچ کشوری در غرب از این کارتل راضی نبود و به نظر می رسد سهم اوپک از بازار و درآمدهای نفتی دیگر تکرار نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.