«بایدن» میزبان سران کشورهای جزیره‌ای اقیانوس آرام خواهد بود
۱۵ مرداد ۱۴۰۱
توافق نهایی مذاکرات وین معطل تصمیم‌های سیاسی غرب
۱۵ مرداد ۱۴۰۱

سفر نانسی پلوسی به تایوان؛ پایانی بر ملاحظات راهبردی تدافعی

به گزارش روابط عمومی مؤسسه پژوهشی فرهنگ دیپلماسی و گفتگو، اگرچه ممکن است انگیزه‌های مختلفی در پشت سفر نانسی پلوسی به تایوان وجود داشته باشد اما در سیاست بین‌الملل منطقه شرق آسیا این سفر معنای خاصی پیدا می‌کند.

در واقع سفر پلوسی تعریف عملی سیاست آمریکا نسبت به تایوان است. سیاست آمریکا نسبت به تایوان اصطلاحا “سیاست سرزمین اصلی” خوانده می‌شود. منظور از این اصطلاح آن است که در نهایت رابطه دو سوی تنگه تایوان چگونه باید باشد. دو چین مستقل یا یک چین واحد؟ البته این اصطلاح می‌تواند در مورد سیاست هر کشور دیگری نیز به کار رود. حتی چین و تایوان نیز چنین توصیفی را درباره سیاست خود نسبت به یکدیگر به کار می‌برند.

نوذر شفیعی، کارشناس مسایل بین‌الملل در یادداشتی نوشته است: به عنوان مثال سیاست تایوان نسبت به سرزمین اصلی یعنی چین واحد، طیفی از این موارد را در بر می‌گیرد: بازپس گیری سرزمین چین و رسیدن به وحدت، استقلال تایوان و جدایی از چین، و در نهایت ابتکار “یک کشور و دو سیستم” با برداشتی که تایوان از آن دارد. سیاست چین نسبت به سرزمین اصلی نیز طیفی از الحاق مسالمت آمیز یا آزادی بخش مسلحانه تایوان به چین، مقابله با استقلال طلبی تایوان و در نهایت ابتکار “یک کشور و دو سیستم” با برداشتی که چین از آن دارد، را در بر می‌گیرد.

سیاست آمریکا در قبال تایوان طیفی از موارد مختلف را در برمی‌گیرد که مهمترین آنها عبارتند از: حمایت از تایوان جهت بازپس گیری سرزمین چین تحت عنوان سیاست “یک چین”، تحت قیمومیت قرار دادن تایوان شبیه و متاثر از الگوی تاریخی رابطه تایوان و چین، حمایت از استقلال تایوان با عنوان سیاست «دو چین» یا «یک چین -یک تایوان»، دفاع از تایوان در مقابل تهاجم چین بر اساس قانون رابطه با تایوان، عدم مداخله در مساله تایوان در قالب “سه بیانیه” – یعنی به رسمیت شناختن چین واحد با مرکزیت پکن، حمایت نکردن از استقلال تایوان، حمایت نکردن از تایوان در مجامع بین‌المللی- و بازدارندگی مضاعف با سه هدف عدم وحدت چین و تایوان، عدم استقلال تایوان، و عدم توسل به زور توسط چین برای الحاق تایوان.

این گزینه‌ها سالهاست که ماهیت روابط آمریکا و چین را شکل داده است. در میان گزینه مختلفی که در سیاست آمریکا وجود دارد منهای “سه بیانیه”، هیچکدام برای پکن قابل قبول نیست. با اینحال ملاحظات کلی روابط دو کشور در سایه دیپلماسی و همکاری‌های اقتصادی مانع از سر برآوردن اختلافات و تعارضات می‌شد. با سفر پلوسی به تایوان که یکی از خطوط قرمز چین بود، در کنار فضای عمومی حاکم بر نظام بین‌الملل که جنگ سرد جدیدی را رقم زده است، احتمالا ملاحظات راهبردی محافظه کارانه و تدافعی در روابط چین و آمریکا فرو می‌ریزد و نقطه عطف موعود برای آغاز منازعه اصلی در روابط چین و آمریکا پایه گذاری می‌گردد. به عبارت دیگر از سفر پلوسی به بعد، روابط آمریکا و چین دایما به سوی منازعه و نه همکاری حرکت خواهد کرد و در نهایت در شکل جنگ گرم (تله توسیدید) و جنگ سرد (تله چرچیل) خود را نشان خواهد داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *