تحولات پاکستان چه تاثیری بر جهان دارد؟
۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۱
خبر اول
۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۱

تحرکات منطقه ای سعودی؛ بازگشت به عقلانیت یا نیرنگ دیپلماتیک؟

رهبران عربستان چهارشنبه ۱۰ فروردین ماه همزمان با نشستی در خصوص جنگ یمن در ریاض مرکز این کشور، از توقف عملیات نظامی در یمن خبر دادند

به گزارش روابط عمومی مؤسسه پژوهشی فرهنگ دیپلماسی و گفتگو، رهبران عربستان چهارشنبه ۱۰ فروردین ماه همزمان با نشستی در خصوص جنگ یمن در ریاض مرکز این کشور، از توقف عملیات نظامی در یمن خبر دادند؛ خبری که روزنه امیدی به پایان یک تجاوز محسوب می شود، اما تردیدها نسبت به ماهیت تحرکات اخیر سعودی ها را کمرنگ نمی کند.

سلسله تحرکات اخیر سعودی ها از جمله نشستی درباره یمن در ریاض و اعلام توقف عملیات نظامی، پس از آن در دستور کار سران سعودی قرار گرفت که یک حمله ویرانگر نیروهای یمنی به تاسیسات آرامکو خسارات سنگینی به این کشور وارد کرد، البته علاوه بر آرامکو مناطق نظامی و زیرساختی دیگری هم هدف پهپادها و موشک های یمنی قرار گرفت که در مجموع برآورد این خسارات فعلا دشوار است.

کارشناسان مسائل منطقه از یک سو برای تحرکات اخیر ریاض، چراغ سبز روشن کرده اند و آن را امیدوار کننده دانسته اند؛ شاید بازگشت به عقلانیت در رهبران سعودی بویژه در خصوص مسائل منطقه!

اما از سوی دیگر تردیدها قابل انکار نیست؛ به عنوان مثال در نشست مربوط به یمن، طرف های اصلی غایب هستند و دعوت کننده و فراخوان دهنده یا بهتر است گفته شود داور خودش یک طرف دعواست.

عبدربه منصور هادی رئیس دولت مستعفی و “معین عبدالملک” معاون و نخست‌وزیر وی، که بهانه اصلی عربستان برای تجاوز به یمن بود، در این نشست حضور ندارند. طرف مقابل یعنی انصارالله یمن نیز از حضور در این نشست خودداری کرد، چرا که به اعتقاد آنان، عربستان به عنوان متجاوز و طرف اصلی بحران صلاحیت میانجی گری و پیشبرنده ابتکار صلح را ندارد.

نکته دیگر اینکه، برگزاری این نشست درحالی که تجاوز به یمن همچنان ادامه دارد، محاصره ظالمانه مردم این کشور شکسته نشده و هیچ تضمین دیگری هم برای تداوم حملات به مردم فقیر یمن در کار نیست، چه تاثیری در مهار بحران خواهد داشت؟

علاوه بر اینها ضمانت های تصمیم گیری در چنین نشستی با چه کسانی است؟ اساسا آیا مصوبات این نشست به لحاظ حقوقی، قابل اعتناست؟

با اینحال اگرچه تحرکات اخیر عربستان را نمی توان چندان جدی تلقی کرد، اما اگر حاصل تجدید نظر و تفکر و تعقل در بدنه تصمیم گیری این کشور تلقی شود، بازهم می توان به آینده امیدوار بود.

قطعا، شرایط جدید بین المللی، از جمله جنگ در اوکراین، تزلزل نظم فعلی، تشدید نظامی گری در جهان و منطقه، برهم خوردن معادلات در تجارت بین المللی انرژی و غیر قابل پیش بینی بودن روند تحولات جاری جهان، هر کدام می تواند عامل موثری در تجدید نظر رهبران سعودی در سیاست های منطقه ای شان تلقی شود.

در عین حال موارد دیگری بویژه در سطوح منطقه ای وجود دارد که سعودی ها می بایست به آن اندیشیده باشند؛

اول اینکه باتلاقی که در یمن برایشان طراحی شد، میلیادرها دلار سود فروش تسلیحات را برای قدرت های غربی به همراه داشت و همچنان ادامه دارد، بطوری که هر که از راه می رسد سهمی از منطقه برای خود قائل است.

هزینه این وضعیت و تداوم آن نیز از جیب ملت های منطقه و مرگ و نیستی ملت های آن پرداخت می شود. بطوری که جنگ یمن هزاران یمنی را به قربانگاه تجاوز هفت ساله برده و زیر ساخت های این کشور را نابود کرده است.

این روند زیست گاه مسلمانان را به بشکه باروت تبدیل کرده است و به جای کاشت نهال دوستی، نفرت و کینه را بر فضای منطقه حاکم کرده است.

این شرایط درحالی رقم خورده که قدرت های خارجی مداخله گر در منطقه، در حال سرمایه گذاری بر روی پروژه هایی پنهانی در فضا هستند و در آستانه ایجاد زیرساخت هایی برای استقرار دائمی در مریخ می باشند.

بسیاری کشورها در حال سرمایه گذاری بر روی پروژه های بهداشتی و دارویی برای آماده شدن برابر پاندمی های جدید و به بیان دیگر جنگ بیولوژیک هستند.

در عین حال زمانه هم عوض شده است و در فضای رسانه ای جدید و جولان شبکه های اجتماعی دیگر کشتار زنان و کودکان بیگناه قابل پنهان کاری نیست و نمی توان ملتی را در بی خبری مطلق به تسلیم واداشت و برعکس ، این فضا ، زمینه های مقاومت در برابر تجاوز خارجی را وسعت بخشیده است.

ملت یمن هم شعارش را داده اند و هم ثابت کرده اند که از مقاومت حتی در بدترین شرایط زیستی و به تنهایی دست نخواهند کشید؛ آنگونه که محمد البخیتی عضو دفتر سیاسی جنبش انصارالله هم در واکنش به توقف عملیات نظامی عربستان گفت که “تا پایان محاصره و خروج نیروهای اشغالگر نبرد ادامه خواهد یافت. ”

بنابراین اگر سعودی ها به این نتیجه رسیده باشند که در تجاوز به یمن برایشان پیروزی متصور نیست؛ این سرآغاز ورود به عقلانیتی است که می تواند امیدوار کننده باشد.

رهبران عربستان می بایست به این جمع بندی رسیده باشند که یمنی ها چیزی برای از دست دادن ندارند، جز توکل به خدا و اراده و عزمی آهنین در دفاع از آرمان ها و وطن مادری شان.

علاوه بر همه اینها آمریکایی ها و غربی ها هم در عمل ثابت کرده اند که به غیر منافع خود هیچ نمی فهمند و اگر لازم باشد برای فرار از بحران های جدی، شرکا و متحدان خود را زیر پا می گذارند.

چرخ های رهبران عربستان و برخی کشورهای منطقه به سمت شرق نیز آنان را از درون باتلاقی که خود ساخته اند، بیرون نخواهد کشید، چرا که هر کس دراین معرکه دنبال سهم و منافع خود می باشد.

قطعا تنها منفذی که عربستان و حتی سایر دولت های منطقه می توانند برای خروج از بحران به آن امید ببندند، حل مشکلات و مصائب منطقه با مشارکت همه کشورهای آن است.

جاده صلح و ثباتی که به مسابقه تسلیحاتی و کشت و کشتار ملت های مسلمان پایان دهد، تنها از معبر مشارکت دسته جمعی برای تامین امنیت منطقه عبور می کند.

با این توصیفات ابتدا لازم است مشخص شود که تحرکات اخیر سعودی ها ، تاکتیک و نیرنگ دیپلماتیک برای کسب زمان جهت خارج شدن از گیجی حمله به آرامکو است؟ یا نه باید منتظر اتفاقات جدیدی در عرصه منطقه باشیم؟

باید منتظر ماند تا مشخص شود نیات و ماهیت اقدامات عربستان تاکتیکی است یا روایتگر رویکرد جدیدی بر پایه عقلانیت و پختگی سیاسی؟

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.