مجله دوماهنامه فرهنگ دیپلماسی – شمارۀ چهار
۱۱ مهر ۱۴۰۰
کمپ پناهجویان در آفریقا
دیپلماسی پناهجوپذیری
۱۱ مهر ۱۴۰۰

سیاست ملی گردشگری

در هفته‌ای که گذشت، روز پنجم مهرماه، مصادف با روز جهانی گردشگری بود؛ روزی که در همه جای دنیا به موضوع گردشگری نه‌فقط از جهت اقتصادی بلکه از جهت سیاسی و نتایج صلح‌آمیز آن می‌پردازند. صنعت گردشگری پدیده‌ای است که با پایان جنگ جهانی دوم به وجود آمد. در پایان جنگ، کشورهای فاتح همان‌طور که سازمان ملل یا پیمان آتلانتیک شمالی را به وجود آوردند، صنعت گردشگری را نیز ایجاد کردند. از طریق این صنعت، کشورهای اروپای غربی به‌تدریج یکدیگر را شناختند و در نتیجه این شناخت، ترس‌ها کاهش یافته و ملت‌ها به‌تدریج به یکدیگر نزدیک شدند. به‌عنوان مثال، دو ملت فرانسه و آلمان در ‌ کمتر از صد سال سه بار با یکدیگر جنگ کرده و نزدیک به صد میلیون نفر در ‌ کمتر از ۵۰ سال در اروپا کشته شدند. در نتیجه لازم بود رفتار جدیدی الگوی همه کشورها قرار گیرد و آن نزدیک‌شدن مردم به یکدیگر از طریق گردشگری بود. آلمانی‌ها به فرانسه رفته و فرانسوی‌ها به آلمان آمدند و در نتیجه می‌بینیم که در کمتر از ۴۰ سال اروپای واحدی تشکیل می‌شود و شهر استراسبورگ که باعث و بانی سه جنگ بین آلمان و فرانسه بود، به پایتخت اروپای واحد تبدیل می‌شود و یورو به وجود می‌آید؛ بنابراین ایجاد همزیستی و صلح میان اروپاییان خود بزرگ‌ترین دستاورد اقتصادی و رفاه را برای قاره سبز به همراه می‌آورد. لازم است که یک بار دیگر به یاد بیاوریم که سازمان گردشگری ایران چه در قالب وزارتخانه یا سازمان هنوز فاقد یک استراتژی مصوب ملی است. اگرچه بارها برنامه ملی گردشگری در دستور کار این سازمان در زمان‌های مختلف قرار گرفته و تهیه شده است؛ اما در نهایت یک استراتژی ملی مبتنی بر منافع و هویت فرهنگ ملی ایران چیزی است که می‌توان گفت هنوز به آن نرسیده‌ایم و باید ‌رویکرد جامع و کاملی را به دست بیاوریم که با تغییرات مختلف این سیاست تغییر نکند و به‌عنوان یک برنامه بالاسری برای مجموعه نهادهای مختلف باشد در جهت توسعه گردشگری مورد استفاده قرار گیرد. می‌دانیم که گردشگری یک امر میان‌بخشی است که مدیریت آن باید به صورت ارتباط میان بخش‌های مختلف باشد و هماهنگی آن با بخش‌های مختلف، این پدیده و صنعت را تسهیل می‌کند؛ این مسئله صورت نمی‌گیرد؛ مگر با هماهنگی‌هایی که باید میان همه بخش‌های مختلف به‌ وجود آید تا درنهایت به نتایج و اهداف لازم برسد. لازم به ذکر است که گردشگری ایران همیشه مبتنی بر گردشگری فرهنگی بوده است. حتی در پیش از انقلاب اسلامی نیز سیاست‌های گردشگری خارج از سیاست‌های گردشگری فرهنگی عمل نمی‌کرد؛ زیرا بنا بر مقتضیات اخلاقی و فرهنگی کشور ما، نوعی از گردشگری که می‌تواند در آن نهادینه شود و توسعه یابد، گردشگری فرهنگی است و به یاد داریم که زیارت، ورزش، سلامت و… همه اجزایی از گردشگری فرهنگی تلقی می‌شود و این امری بود که از گذشته تا به امروز به‌عنوان اصل قرار گرفته است؛ بنابراین رسیدن به چنین برنامه‌ای برای استقرار سازمان گردشگری از دو سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی اگرچه در یک وزارتخانه واحد باشد، امری واجب است و لازم و به‌دست‌آوردن این سیاست و هدف، یک هدف بدیهی است و از دیدگاه فرهنگی، رونق صنعت گردشگری باید به رفاه و هم‌گرایی و شناخت گروه‌های فرهنگی و قومی درون ایران منجر شود تا از طریق این شناخت، نزدیکی و همراهی، یک جامعه واحد و وفاق ملی شکل بگیرد و از طریق سیاست برون‌مرزی یک همزیستی و نزدیکی میان کشورهای مختلف، ابتدا میان کشورهای هم‌جوار و بعد کشورهای دوردست‌تر، صورت بگیرد تا بتوانیم آن چیزی را که گاه در سیاست‌های مختلف دنیا باعث مفاهیم مختلفی مانند اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی می‌شود، از طریق این صنعت و رونق آن برطرف کنیم.

احمد محیط طباطبایی-شرق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.