آینده روابط ایران و عربستان سعودی
۰۱ مرداد ۱۴۰۰
ایفای نقش چین در افغانستان چگونه خواهد بود؟
۰۱ مرداد ۱۴۰۰

آیا طالبان دوباره به قدرت می رسد؟

همزمان با تسریع در خروج نیروهای آمریكا و ناتو از افغانستان ، طالبان به طور گسترده ای به شهرها حمله کرده و اوضاع امنیتی در مناطق مختلف افغانستان به سرعت رو به وخامت گذاشته و هر روز تحولات جدیدی اتفاق می افتد. از سال 2001 تا 2021 ، طالبان افغانستان به مدت 20 سال با ایالات متحده درگیر بازی های سیاسی و نظامی شده است. در 20 سال گذشته ، تحت حملات مشترک ایالات متحده و ناتو ، طالبان نه تنها به سمت نابودی پیش نرفته، بلکه در کوه¬های هندوکش ریشه دوانده، بیشتر مناطق روستایی افغانستان را کنترل کرده و به معاملات خود ادامه داده است. آنها بیشتر مناطق کوهستانی و روستایی کشور را تحت کنترل دارند و از وسایل مختلف برای حمله به مناطق تحت کنترل دولت افغانستان استفاده می کنند. آنها نه تنها پناهگاه هایی برای استقرار و حفظ قدرت خود بدست آورده اند ، بلکه از منابع اقتصادی و نظامی نسبتاً معتبری نیز برخوردار هستند. از همه مهمتر ، اعتقادات مذهبی و ارزشهای مشترک طالبان با اصلی ترین گروه قومی یعنی پشتون ها، ، این کشور را وارد عرصه سیاسی و ایدئولوژی قومی کرده است. استراتژی طولانی مدت طالبان برای پنهان شدن در کوه ها و خاموش بودن در حومه کشور این استدلال را تقویت می کند که پس از خروج نیروهای ایالات متحده و ناتو ، این گروه دارای یک نیروی ذخیره قابل توجه است که می تواند به سرعت سازماندهی و حمله موثر به مناطق تحت کنترل دولت داشته باشد. طالبان به شدت یک مدل مدیریتی نظامی را در مناطق وسیع روستایی ترویج کرده. جمعیت تحت کنترل آن فعالیت های تولیدی را انجام می دهند (که تولید تریاک نسبت زیادی از آنها را تشکیل می دهد) ، که منبع اقتصادی طالبان را تضمین می کند. علاوه بر این ، طالبان نیز با کمک آموزه های اصلاح شده رادیکال اسلامی به سرعت جذابیت خود را در میان مردم گسترش داده است. به عبارتی، طالبان از نظر کارآیی اقتصادی ، پتانسیل جنگ و جلب نظر مردم از دولت افغانستان فروتر نیست. از سوی دیگر، طالبان مدت ها است دولت مرکزی افغانستان را متهم به خیانت و همکاری با ایالات متحده کرده و در مقابل دولت مستقر در کابل نتوانسته پاسخ مثبتی به این ادعای طالبان ارائه دهد. در این شرایط، ابتکار عمل در جنگ تبلیغات سازوکاری مناسب برای طالبان است. دولت مرکزی به دلیل فساد اداری ناگزیر است تا به کمک های واشنگتن اتکا کند و این امر منجر به یک دور باطل و تعمیق بحران سیاسی می شود که مزیت آشکار آن برای رهبران طالبان در جهت سازمندهی افکار عمومی بر علیه دولت مرکزی است. با توجه توانمندی های که از طالبان برشمرده شد، باید توجه داشت که دولت مرکزی افغانستان در حال حاضر با وضعیت بسیار دشواری روبرو است .دولت از حمایت عمومی محکم برخوردار نیست و نمی تواند یک حاکمیت داخلی موثر را اجرا کند. سه دلیل اصلی را می توان در خصوص ناتوانی دولت مستقر در کابل نام برد:


• مسائل ملی در افغانستان پیچیده است


قومیت گرایی ویژگی اساسی سیاست داخلی افغانستان است. جمعیت افغانستان کمتر از 40 میلیون نفر است ، اما بیش از 20 گروه قومی وجود دارد. هر گروه قومی زبان خاص خود را دارد و به چندین قبیله یا گروه بزرگ تقسیم می شود. تعداد زیادی از قبیله¬ها نیروهای مسلح خود را حفظ کرده و مسئول امور داخلی خود هستند که می توان آنها را "کشوری در داخل یک کشور" توصیف کرد. در روند دولت سازی بلند مدت ، تناقض بین پشتون و غیر پشتون همیشه اصلی ترین تضاد قومی در افغانستان بوده است. پشتون ها بزرگترین گروه قومی در افغانستان هستند. آنها بر آرمان ها و عملکردهای ملی خود تأکید می کنند و منافع اقلیت های قومی (تاجیک، هزاره و ازبک) را نادیده می گیرند.


• ناهمگونی و رقابت در درون دولت


جناح های مختلف سیاسی در دولت به طور مداوم در حال جنگ هستند و روند سیاسی برای مدت طولانی به بن بست رسیده است. در انتخابات ریاست جمهوری سال 2019 ، حتی یک وضعیت موازی دو ریاست جمهوری نادر نیز وجود داشت که پس از تهدید آمریكا به قطع كمكهای اقتصادی ، دو طرف به سازش و توافق نامه را امضا كردند ، اما این توافقنامه مسئله قدرت جزئی را در دولت افغانستان به طور كامل حل نكرد. بنابرین پرسش های از این دست باقی می ماند که پس از عقب نشینی نیروهای نظامی ایالات متحده، آیا دولت افغانستان می تواند مسئله درگیری های داخلی طولانی مدت را در میان جناح های مختلف سیاسی حل کند؟ در حال حاضر خوش بینی بسیار سخت است.


• دولت افغانستان به حاشیه رفته است


طالبان علاوه بر شروع حملات و انجام عملیات نظامی عمومی ، معتقدند که مسئله افغانستان ناشی از جنگ بین ایالات متحده و طالبان بوده است ، نه درگیری میان دولت افغانستان و شورشیان. این اطمینان دولت کنونی افغانستان را مستقیماً به زیرمجموعه ایالات متحده تبدیل می کند و دولت فعلی افغانستان را در موقعیتی نسبتاً محروم قرار می دهد. از طرفی دیگر، ایالات متحده و متحدانش اذعان دارند که بزرگترین انگیزه برای مداخله در مسئله افغانستان تمایل به نابودی کامل تروریسم است. در چندین نوبت مذاکرات بین ایالات متحده و طالبان از سال 2018 ، رهبری طالبان این نکته اساسی را درک کرده و بارها اظهار داشته اند که دیگر به سازمان هایی مانند القاعده به عنوان بزرگترین شرط خروج آمریکا پناهندگی ارائه نخواهد کرد.

با این تفاسیر، پس از عقب نشینی ایالات متحده ، طالبان می تواند از فشار ضد تروریستی قبلی واشنگتن رهایی یابند و مشاركت در زندگی سیاسی به عنوان گروه قومی پشتون در افغانستان امكان پذیر باشد. به عبارتی اگر طالبان بتواند این اطمینان را حاصل کند که افغانستان دیگر زمینه مناسبی برای تروریسم نیست و تهدید تروریسم را که از افغانستان منشا می گرفت، از بین رفته است ، ایالات متحده صرف نظر از اینکه کدام دولت کابل را کنترل خواهد کرد، خوشحال می شود که این موفقیت را ببیند.
اگرچه سرعت خروج دولت بایدن از انتظارات فراتر رفته و ممکن است در آینده نزدیک درگیری گسترده تری در افغانستان آغاز شود. اما بر اساس قضاوت جامع ، روند بدست گرفتن قدرت در افغانستان از سوی طالبان و استقرار این گروه در کابل آنچنان هم آسان نیست.
نخست ، شکایت ها و تضادهای منافع تاریخی در بین چهار گروه قومی عمده در افغانستان (پشتون ، تاجیک ، هزاره و ازبکستان) وجود دارد و تشکیل اجماع بین گروه های قومی دشوار است. اینکه آیا افغان ها می توانند از محدودیت های سیاست های قومی عبور کنند و بر اساس منافع کلی ملت و کشور به اجماع گسترده صلح برسند ، یک عامل مهم و حتی تعیین کننده در تحقق روند صلح در افغانستان است. دوم ، ترکیب داخلی طالبان پیچیده است و بحران تفرقه وجود دارد. طالبان امروز نیروهای مختلفی از جمله فروشندگان مواد مخدر ، رادیکال های مذهبی و "جهادگران" خارجی را جمع کرده است. تشخیص نیروهای مختلف در درون طالبان کار ساده ای نیست و حتی برای جناح های مختلف دشوار است که یک اجماع سیاسی گسترده ایجاد کنند. به عبارتی خطر القوه تجزیه طالبان وجود دارد. سوم ، تهدید تروریسم به طرز چشمگیری افزایش یافته است. پس از مذاکره طالبان با ایالات متحده و رسیدن به توافق صلح ، سازمان افراطی "دولت اسلامی" به سرعت سازش طالبان با قدرت های بزرگ خارج از منطقه را محکوم کرده است. طبیعتا سازمان های تروریستی بین المللی و منطقه ای که در افغانستان پنهان شده اند، نمی خواهند فضای کنشگری خود را از دست بدهند و دور از ذهن نیست که اقدامات پی در پی برای تضعیف گفتگوهای صلح در افغانستان انجام دهند.

نویسنده: بهنام وکیلی پژوهشگر مسائل بین الملل و سیاست خارجی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.