آنچه ترامپ باید بداند: هزینه جنگ با ایران به چند تریلیون می رسد.
۲۸ بهمن ۱۳۹۹
پنج دلیل دفاع از برجام از نظر دکتر هادیان
۲۸ بهمن ۱۳۹۹

بازی بزرگ چین در ایران

حضور محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه در اجلاسِ گروهِ هفت در بیاریتزِ فرانسه برای بسیاری از غربی ها تعجب آور بود. بسیاری هم آن را به فال نیک گرفتند. اما تردیدی که در ایران نسبت به مذاکره با آمریکا وجود داشت، با صحبت هایِ اخیرِ دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، قوت گرفت. دولت ترامپ همچنان از لغوِ تحریم ها علیه ایران، به خصوص در حوزۀ نفت، خودداری می کند؛ از طرف دیگر ایران نیز هرگونه مذاکره با آمریکا را به برداشتنِ تحریم هایی منوط کرده است که توسطِ آمریکا وضع شده اند. هر چند نفس حضورِ وزیرِ امورِ خارجه در اجلاسِ هفت خود مسئلۀ مهمی است، اما حقیقت این است که ظریف دست خالی از فرانسه بازگشت. محمد جواد ظریف پس از فرانسه و اجلاسِ هفت، به بیجینگ رفت. پیش از ورود به بیجینگ نوشته ای را در گلوبال تایمزِ چین به چاپ رسانید. ظریف در این نوشته خواستارِ تحکیمِ «مشارکتِ استراتژیک» با چین شده بود؛ مسئله ای که مورد حمایتِ رهبری نیز هست. آنچه در این میان برای سیاست خارجی ما امری حیاتی است، احتیاط در نزدیک شدن به چین است. یعنی به این مسئله بپردازیم که چین به منافعِ بلند مدتِ خود در ایران چگونه می نگرد؟ چین دلیلی برای پیوستن به طرحِ آمریکا جهت منزوی کردن ایران ندارد. درگیریِ ژئوپلتیکی ایالاتِ متحدۀ آمریکا و چین رو به فزونی است؛ و از این جهت ایران برای برنامۀ راهبردی چین نقش کلیدی ای دارد. رابرت کاپلان اخیرا در نیویورک تایمز چنین نوشته است: «ایران نقشِ کلیدی ای در برنامه هایِ چین دارد، همان طور که برنامه های چین برایِ سرنوشت اروپا کلیدی هستند». به همین خاطر چین همچنان به خریدِ نفت از ایران ادامه می دهد و بسیاری از ناظران معتقد هستند که چین قصد دارد خرید عمده ای از نفت ایران انجام دهد تا ایران را از چنگال هایِ دولت ترامپ نجات دهد. شکی نیست که چین ایران را مهم ترین کشورِ آسیای غربی می داند. ایران به لحاظ منابعِ طبیعی جزو کشورهای اول جهان است، منابعِ انسانی زیادی دارد و بازارِ بزرگی برای کالاهایِ چینی. چین در حالِ حاضر بزرگترین شریک تجاریِ ایران است؛ از طرفِ دیگر ایران شریکِ سیاسیِ بزرگی است که اگر کمی تقویت شود در پیشبردِ بسیاری از اهدافِ چین می تواند کمک کند. از دهۀ 2000، چین به بزرگترین شریکِ تجاری ایران و بزرگترین مشتریِ نفتی ایران تبدیل شد؛ همکاری های ایران و چین به حوزۀ تسلیحاتِ نظامی هم رسید. برنامه ریزهایِ سیاستِ چین ایران را مهمترین کشور برای وصل کردنِ آسیا به اروپا می دانند. چینی ها نامِ این برنامه را راهِ ابریشمِ جدید یا یک کمربند و یک جاده گذاشته اند. برنامه ای که در زمان ریاست جمهوری شی جین پینگ واردِ سیاست هایِ چین شد. غایتِ این ابتکار بازسازیِ سیستمِ تجارتی جهانی به سمتِ منافعِ چین است. به عبارتی دیگر می توان گفت که چین در حالِ بنیادنهادنِ هژمونی خود در آسیا است. همکاریِ چین و ایران در زمانِ ریاست جمهوری پینگ بالاتر رفت و در سالِ 2016 بسیاری از چشم اندازهای این همکاری ترسیم گردید. دو کشور توافق کردند تا تجارتی خود را تا 600 میلیارد دلار در یک دورۀ 10 ساله افزایش دهند. چین علاوه بر تجارت با ایران، یکی از بزرگترین سرمایه گذاران در ایران است؛ در حدودِ 100 شرکتِ چینی در بخش های کلیدیِ اقتصادِ ایران سرمایه گذاری کرده اند. این سرمایه گذاری ها عمدتا در حوزۀ انرژی و حمل و نقل است. یکی از بزرگترین سرمایه گذاری ها در آبِ سنگین اراک، در سال 2015 بود. دولتِ چین وامِ 10 میلیارد دلاری ای به شرکت هایِ چینی داد تا زیرساخت های ایران را تقویت کنند. سرمایه گذاری هادر حوزۀ حمل و نقل در مشهد و بوشهر و سرمایه گذاری در بندر چابهار و پنج خطِ مترو در تهران، همه و همه نشان از اشتیاقِ زیادِ چین به سرمایه گذاری در ایران است. طبق گفته های وزیرِ نفتِ ایران چین در آگوست درگیر سه پروژه در ایران شده است: گازِ پارسِ جنوبی که بزرگترین حوزۀ گازی جهان است، نفتِ یاداوران در مرز با عراق و پالایشگاهِ جاسک که در شرقِ تنگۀ هرمز است. با تحریم هایِ آمریکا و خروجِ شرکت های اروپایی، ایران برای چین تبدیل به گنجی شده است. ظریف در مطلبِ پیش گفته تصریح می کند که چین و ایران در بسیاری از مسائلِ پیشِ رو متحدانِ استراتژیک یکدیگر هستند؛ او ضمنا خواستارِ آن شد تا همکاری هایِ دو کشور در موضوعاتی همچون مبارزه با افراط گرایی و تروریسم افزایش یابد. ظریف در این سفر از چینی ها خواست تا توافقِ برجام را زنده نگاه دارند: «اینکه چگونه به این زیاده خواهیِ [ایالات متحده] و این نقض آشکار تعهدات و قوانین بین المللی پاسخ می دهیم ممکن است تأثیر تعیین کننده ای در توانایی ما برای دستیابی به آن چشم انداز مشترک آیندۀ قارۀ ما داشته باشد.» او به جنگِ تجاریِ چین و ایالاتِ متحده اشاره کرد و آن را نمونه ای از زیاده خواهی هایِ آمریکا دانست که از نظر او پایه های روابطِ بین الملل بر مبنایِ قانون را سست می کند. طنینِ صدایِ ظریف با این حال گویایِ مسائلِ مهمی است. بسیاری معتقدند روابطِ اقتصادیِ موجود میانِ چین و ایران بیشتر به نفعِ چین است. به عبارتی دیگر می توان گفت که فشارهایِ ایالاتِ متحده بر ایران ممکن است ایران را به مشتریِ منفعلی در برابر چین تبدیل کند. بدترین این مسائل فرمول تخفیفِ نفتِ خامی است که چین در ازای آن هر چیزی که مایل باشد پیشنهاد می کند. این به هیچ وجه نمی تواند اتحادی استراتژیک برای ایران باشد. ظریف به همین علت خواستارِ آن شد تا روابطِ اقتصادی دو کشور به صورتی مستکمی ایجاد شود که به نفع هر دو کشور باشد. ظریف خواستارِ آن شد تا ایران در برنامۀ بزرگِ چین برای ایجادِ پایگاه جهانی برای علم، فناوری و نوآوری شرکت کند. اگر از دید واقع گرایانه به روابطِ خارجی بنگریم، چین از ایران همواره به عنوانِ یک کارت در ارتباط با تنش با آمریکا استفاده کرده است. از طرف دیگر چین از درگیری احتمالی در خاورمیانه به شدت می ترسد و به همین خاطر این فقط ایران نیست که متحد چین در خاورمیانه است. چین همواره نسبت به حساسیتِ ایالاتِ متحده به ایران با احتیاط رفتار کرده است. میزانِ تجارتِ چین با ایران نسبت به سال قبل بسیار پایین آمده است. یک نمونۀ بسیار کوچک در روابط چین و ایران این است که در حال حاضر بسیاری از دانشجویان ایران در چین نمی توانند حسابِ بانکی باز کنند. اما همه چیز به سیاست های آمریکا باز نمی گردد. ما همه می دانیم که چین روابط بسیار خوبی با اسرائیل و عربستان دارد. به همین خاطر چین هرگز کاملا متمایل به ایران نخواهد شد. ایران به خوبی می داند که چین به صورت کامل بر ضدِ آمریکا عمل نخواهد کرد و از کارتِ ایران به شکل محتاطانه ای استفاده می کند؛ تنها امید ایران این است که رقابتِ چین و ایالاتِ متحده ادامه یابد و در آشوبِ میان دو کشورِ مذکور به منافعی برسد. از طرف دیگر نباید فراموش کرد که ایرانی ضعیف تا حدی به نفعِ چین است. ایران در این شرایط همان طور که قبلا گفته شد مجبور است امتیازاتی به چین بدهد و تا زمانی که در این وضعیت است به نفع چین خواهد بود. همۀ اینها نشان می دهد که چین نمی تواند متحدِ استراتژیک ما به معنایِ واقعی کلمه باشد. اتحادِ استراتژیک اتحادی است که در آن طرف های قرارداد به اهدافِ استراتژیک خود به شکل متقابل می رسند. منبع: فارن پالیسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.